ابتدا دیگران را درک کنید .

چرا لازم است ابتدا دیگران را درک کنیم ؟

اگر بیاموزید که ابتدا دیگران را درک کنید و سپس بخواهید درکتان کنند ، موانع روابط احساسی خانواده را از بین می برید .

هر یک از ما از پشت عینک خودمان به جهان می نگریم . عینکی که از گذشته و تجارب منحصر به فرد ما می آید ، عینکی که نظام انتظارات ما از این جهان و اینکه جهان چگونه است و چگونه باید باشد ، می سازد .

یکی از دلایل اختلاف در روابط این است که دو طرف یک اتفاق مشابه را به طور متفاوتی میبینند یا تفسیر می کنند . ذات و تجربیات گذشته ی آنها به این کار وادارشان می کند . اگر بی آنکه دلیل متفاوت بودن چیزی را در نظر بگیرید و باهم ارتباط برقرار کنید ، یکدیگر را محکوم خواهید کرد .

وقتی تجارب مشروط خود را به جهان خارج نسبت می دهیم ، تصور می کنیم جهان را همان طور که هست می بینیم . یا مطابق با شرایطی که در آن هستیم ، می بینیم . تا زمانی که نتوانیم فراتر از گذشته مان گام برداریم ، یعنی عینکمان را کنار بگذاریم و از دید دیگران به جهان بنگریم ، هرگز نمی توانیم با دیگران روابطی عمیق و حقیقی برقرار کنیم و ظرفیت تاثیر مثبت گذاشتن بر دیگران را به دست نخواهیم آورد .

بدون درک واقعی هیچ راهی برای ایجاد روابط خانوادگی قوی وجود ندارد . در واقع در خانواده درد واقعی همان درک نکردن و سوءتفاهم هاست .

مادری در مورد مشکل دختر دبستانی اش می گفت :« دخترم شاگرد ممتازی بودو از لحاظ درسی مشکلی نداشت ولی وقتی معلم تفریق کردن را یاد می داد ، دخترم یاد نمی گرفت و هر بار عصبی و گریان به خانه باز می گشت .

پدرش تصمیم گرفت که یک روز بعد از ظهر برای یاد دادن تفریق به دخترمان وقت بگذارد . پدرش با دقت مفهوم تفریق را برای او توضیح داد و چند مسئله به او داد . اما باز هم دختر یاد نگرفته بود . او واقعا علتش را نمی فهمید .

پدرش با حوصله ، پنج عدد سیب را در کنار هم چید و دو سیب را برداشت . ناگهان چهره دختر باز شد . گویی چراغی در ذهنش روشن شده بود . ناگهان گفت هیچ کس به من نگفته بود باید کم کنم . هیچ کس متوجه نشده بود که دختر نمی داند تفریق همان کم کردن است . »

وقتی با بچه های کوچک سرو کار داریم ، باید بدانیم که آنها چه می دانند و به چه چیزی فکر می کنند . چون معمولا تعداد لغاتی که آنها می دانند برای توضیح افکارشان کافی نیست .

حتی در مورد بزرگتر ها هم همینطور است . اغلب ما آنچه خود می دانیم و در فکرمان هست ، انتظار داریم که دیگران هم بدانند و یا همان طور فکر کنند ولی در اغلب موارد مخصوصا در موردهمسران اینطور نیست . همسران به دلیل اختلاف جنسیتی طرز فکر های متفاوتی دارند که باید با شناخت و مطالعه این تفاوت ها را مد نظر قرار دهیم .

اغلب مردم دریافته اند که بیشتر مشکلات خانواده ها به دلیل نداشتن درک صحیح است .

با درک تفاوت های افراد یاد می گیریم که همواره آنها را مد نظر داشته باشیم و انتظارات خود را بر اساس آنها تنظیم می کنیم . اغلب موضوعات بر تفاوت های جنسیتی تاکید می کنند ، اما ابعاد دیگری نیز وجود دارد که باعث این تفاوت ها می شوند . مانند تجارب گذشته و حال در محیط خانواده و کار . با درک این تفاوت ها می توانیم انتظارات خود را تعدیل کنیم .

اصولا رضایت خاطر از انتظارات به وجود می آید . بنابراین اگر از انتظارات خود آگاه باشیم ، می توانیم آنها را تعدیل کنیم ؛

برای مثال زوجی را می شناسم که با انتظارات کاملا متفاوتی با هم ازدواج کرده اند . زن همه چیز را رویایی و غرق در شادی می دید و وقتی واقعیات زندگی رخ نمود ، او غرق در نا امیدی و یاس و افسردگی شد . در حالی که مرد مسائل ازدواج را پیش بینی کرده بود و هر لحظه شاد زندگی ، برایش شگفت انگیز و خوشحال کننده بود .

انتظارات ما پایه و اساس قضاوت های ماست . و فقط آگاهی و درک متقابل می تواند انتظارات ما را تعدیل کند . اگر بدانیم بچه ها در مرحله ای از رشد خود در  سن شش ، هفت سالگی ، تمایل بسیاری به اغراق کردن دارند ، با این رفتار شدید برخورد نمی کنیم . زیرا آن را درک می کنیم .

بیشتر متخصصان کودکان معتقدند که تمام رفتارهای نمایشی کودکان از لحاظ مراحل رشد نیاز های روانی نا مناسب ، تغییرات محیطی ، سهل انگاری و ترکیبی از این عوامل قابل توضیح هستند .

آیا جالب نیست که وقتی کسی را درک می کنید ، قضاوت نمی کنید . ما قضاوت می کنیم تا از خودمان حمایت کنیم . به همین دلیل است هیچ کس در مورد خودش قضاوت نمی کند چون همه رفتارهای خودش را عمیقا درک می کند. البته سنجش رفتارهای خودمان اغلب نتایج خیلی خوبی برایمان خواهد داشت و نباید از آن غافل شویم .

اما نکته ای که در قضاوت کردن یا برچسب زدن به دیگران وجود دارد ، این است که ما تمام اطلاعات را به نحوی که قضاوت ما را تایید کنند ، تفسیر می کنیم . . این کار یعنی تعصب و پیش داوری . برای مثال اگر بچه ای را ناسپاس بدانیم ، ناخودآگاه در رفتار او به دنبال شواهدی می گردیم که این قضاوت را تایید کند . و خود این مسئله را پیچیده تر می کند و باعث می شود ، دوباره این رفتار تکرار شود .

به همین دلیل است که تمایل به قضاوت کردن مانع بزرگی در ایجاد روابط سالم است و باعث می شود تمام اطلاعات را در جهت تایید اطلاعات خود تفسیر کنید و در نتیجه سوء تفاهمی که قبلا وجود داشت ، چندین برابر پیچیده تر می شود .

ادامه دارد …..

https://t.me/kanongarm

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *