ازدواج

         ازدواج نوعی پیوند اجتماعی صمیمانه و عمیق میان زن و شوهر است که می‌تواند منشا خوشی و شادمانی و یا رنجی عمیق برای آنها شود (پورمحسنی کلوری، ۱۳۹۲).

برای اکثر افراد ازدواج یک رابطه صمیمانه است که در آن به‌واسطه صمیمیت، نیاز عاطفی زوجین برآورده می‌شود. به همین علت وجود مشکلات در زمینه صمیمیت، یکی از مهم‌ترین دلایل افراد برای مراجعه جهت دریافت مشاوره زناشویی است و افزایش صمیمیت اغلب به عنوان یکی از اهداف زوج‌درمانی و مشاوره زناشویی در نظر گرفته می‌شود(لارنسی، بارت و راوین[۱]، ۲۰۰۵).

نقش محافظت‌کنندگی[۲] ازدواج در بهزیستی جسمانی و روانی زوجین در پژوهش‌ها به طور گسترده مورد تایید قرار گرفته است(کار و اسپرینگر[۳]، ۲۰۱۰)

با وجود این، تحقیقات نشان می‌دهد که این اثرات مشروط به کیفیت زناشویی هستند(پروکس، هلمز و بوهلر[۴]، ۲۰۰۷).

به عنوان مثال، نتیجه بررسی‌ها نشان داد که ۵۷ درصد از افرادی که از زندگی زناشویی‌شان خرسند هستند در سایر جنبه‌های زندگی شخصی و اجتماعی نیز خرسند بودند و تنها ۱۰ درصد از افرادی که از زندگی زناشویی‌شان راضی نبودند از سایر جنبه‌های زندگی شخصی و اجتماعی رضایت داشتند (فینکل، اسلوتر، لاچیس، والتون و گراس[۵]، ۲۰۱۳).

خانواده را موسسه یا نهاد اجتماعی معرفی کرده‌اند که ناشی از پیوند زناشویی زن و مرد است و در آن اعضای خانواده که شامل زوجین و فرزندان و گاهی هم اجداد و نوه‌هاست براساس هم زیستی مسالمت‌آمیز، صفا، صمیمیت، انس و تفاهم مشارکت و تعاون زندگی می‌کنند.

خانواده‌ها معمولا واحدی کوچک متشکل از حداقل دو یا سه نفر است ولی از نظر اهمیت آن را از مهم‌ترین نهادهای اجتماعی و نخستین منبع سازندگی و پرورش نسل و عالی‌ترین سرچشمه خوشبختی و غنی‌ترین منبع عاطفه دانسته‌اند.

از جمله مظاهر زندگی اجتماعی انسان، وجود تعامل‌های سالم و سازنده میان انسان‌ها و برقرار بودن عشق به هم نوع و ابراز صمیمیت وهمدلی به یکدیگر است. روان‌شناسان، خانواده را محل ارضای نیازهای مختلف جسمانی و عقلانی و عاطفی می‌دانند(تابع جماعت، ۱۳۸۷).

خانواده را می‌توان یک واحد عاطفی و شبکه‌ای از روابط درهم تنیده‌ای دانست که از پیوند زناشویی زن و مرد بنا نهاده می‌شود و رضایت یک فرد از زندگی زناشویی به منزله پیوند زناشویی زن و مرد رضایت وی از خانواده محسوب می‌شود و رضایت از خانواده به مفهوم رضایت از زندگی بوده و در نتیجه تسهیل در امر رشد، تعالی و پیشرفت مادی و معنوی جامعه را دربر خواهد داشت.

می‌توان رضایت‌زناشویی را به عنوان یک موقعیت روان‌شناختی‌ در نظر گرفت که خود به خود به وجود نمی‌آید‌بلکه مستلزم تلاش هردو زوج است(حافظی و جامعی نژاد، ۱۳۸۹).

خانواده به عنوان اولین کانونی که فرد در آن قرار می‌گیرد، دارای اهمیت شایان توجهی است. اولین تاثیرات محیطی که فرد دریافت می‌کند، از محیط خانواده است و حتی تاثیرپذیری فرد از دیگر محیط‌ها می‌تواند نشأت گرفته از همین محیط خانواده باشد.

خانواده پایه‌گذار بخش مهمی از سرنوشت انسان است و در تعیین سبک و خط مشی زندگی آینده، اخلاق، سلامت و عملکرد فرد در آینده نقش بزرگی بر عهده دارد. عواملی چون شخصیت والدین، سلامت روانی و جسمانی آن‌ها، شیوه‌های تربیتی خانواده، شغل و تحصیلات والدین، وضعیت اقتصادی و فرهنگی، محل سکونت، حجم و جمعیت، روابط اجتماعی و بسیاری متغیرهای دیگر در خانواده وجود دارد که شخصیت فرزند، سلامت روانی و جسمانی او، آینده شغلی، تحصیلی، اقتصادی، سازگاری اجتماعی و فرهنگی، تشکیل خانواده او و غیره را تحت تاثیر قرار می‌دهند(رضایی، ۱۳۸۸).

خانواده با وجود این که اولین واحد اجتماعی شناخته می‌شود، دارای پیچیدگی‌های فراوانی است؛ به طوری که شناخت آن و تاثیرات و کارکردهای آن بسیار مورد توجه صاحب نظران مختلف بوده است و بر این اساس کارکردهای متفاوتی نیز برای آن ارائه شده است (آزاد ارمکی، ۱۳۸۷).


[۱] Laurenceau, J. P., Brarrett, L. F., & Rovine, M. J.

[۲] protective

[۳] Carr, D., & Springer, K. W.

[۴] Proulx, C. M., Helms, H. M., & Buehler, C.

[۵] Finkel, E. J., Slotter, E. B., Luchies, L. B., Walton, G. M., & Gross, J. J.

عباسی، وحیده؛ (۱۳۹۷)، بازشناسی معنایی خیانت زناشویی از نظر زنان ایران ، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه شهید مدنی آذربایجان

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *