با نوجوان خود چگونه رفتار کنم؟

مادر اندی می گوید: تنها آرزوی من خوشبختی پسرم است.

و اندی چهارده ساله می گوید: ای کاش مادرم اینقدر نگران خوشبختی من نبود. جانم را به لب رسانده، دارم از دستش دیوانه می شوم.

جان هیجده ساله نظر دیگری دارد: مادرم می خواهد به جای من زندگی کند، اگر بتواند به جای من نفس هم می کشد. در نظر او من هنوز کودک هستم؛ کاش می گذاشت به جای خودم زندگی کنم.

پدر آرنولد می گوید: برای خوشبخت شدن فرزندم از هیچ کوششی فروگذار نمی کنم.

آرنولد شانزده ساله می گوید: از نصیحت های پدرم خسته شده ام، جز من و آینده من به چیزی فکر نمی کند. به جای من تصمیم می گیرد، اعتماد به نفسی برایم باقی نگذاشته؛ طوری به من القا شده که انگار به تنهایی هیچ کاری از من ساخته نیست، احساس می کنم دست به هر کاری بزنم شکست می خورم.

مسلماً همه پدر مادرها قصد خیر دارند، خوشبختی فرزندانشان را می خواهند، اما اغلب پاداش محبت هایشان را نمی گیرند و عشقشان بی جواب می ماند. نوجوانها هم از محبتهای بیش از اندازه و دلسوزیهای بی وقفه والدینشان ناراحتند، آنها می خواهند بزرگ و بالغ و مستقل و خودکفا باشند.

پدر آلوین پانزده ساله می گوید: رابطه میان من و پسرم داستان غم انگیزی است. من او را دوست خودم می دانم و او مرا دشمنش تلقی می کند. من احترام او را می خواهم و او بی ادبی تحویل می دهد.

سالهای بلوغ اغلب دوران سرکشی و تمرد و اضطراب است. سالهای بلوغ، سالهای سختی و مرارت والدین است.

همه نوجوانها در جستجوی هویت هستند. مطمئن نیستند که چه می خواهند، اما می دانند که چه نمی خواهند. نوجوان از هیچکس بودن می ترسد، از به جایی نرسیدن، از بی ارزش بودن و واقعی نبودن در هراس است. نافرمانی و تمرد می کند، اما قصدش آزار پدر و مادر نیست.

او می خواهد هویتش را، وجود خارجی داشتن و اختیارش را تجربه کند و در این راستا ضدیت طلبی اش گاه به اوج می رسد.

با همه این تفاصیل واقعیتی است که نوجوان، چه بخواهد و چه نخواهد به کمک ما احتیاج دارد. به کمکی قطعی و عاقلانه.

  • بی قراری اش را بپذیرید.

سالهای نوجوانی دوران دشواری است. زمان سوءظن، تردید و رنج بردن است. زمان ناسازگاری و دم دم مزاجی و دلسردی است. به گفته آنا فروید، ناسازگاری نوجوان و رفتار غیر قابل پیش بینی او طبیعی است.

  • تظاهر به دانایی بیش از اندازه نکنید

نوجوانها با همه چیز دانها و کسانی که مدعی همه چیز دانی هستند رابطه خوبی ندارند. تقریباً همه نوجوانها در برخورد با گرفتاری ها احساس مشابهی دارند. در نظر آنها احساساتشان بدیع، شخصی و منحصر به فرد است.

فهمیدن اینکه نوجوان چه موقع انتظار درک شدن و چه زمانی انتظار درک نشدن دارد، وظیفه ظریفی است.

  • تفاوت پذیرفتن و تایید کردن

سرکشی نوجوان ها انواع و اقسام متفاوتی دارد. دختر ۱۵ ساله ای که ناگهان پوشیدن شلوار وصله دار را به دامن مرتب ترجیح می دهد نوعی سرکشی است.

چیزی که باید بپذیریم این است که فرزندان ما در دوران بلوغ به ساز ما نمی رقصند و این لازمه رشد آنهاست ولی پذیرفتن سرکشی ها ی آنان به معنی تأیید و تصدیق این رفتارها نیست. فقط تحمل و شکیبایی است.

هر پدر و مادر خردمندی می داند که جنگ و جدل با نوجوان چون جنگیدن با امواج خروشان دریا بی حاصل و نابخردانه است.

  • تقلید نکنید.

برخی از والدین فکر می کنند اگر از نوجوان خود تقلید کنند، می توانند به او نزدیک تر شوند یا صمیمیت بیشتری ایجاد کنند، در صورتیکه اینگونه نیست.

دختر شانزده ساله می گوید: همه فکر و ذکر مادرم این است که خود را مثل دخترهای کم سن و سال درست کند، مثل آنها لباس بپوشد یا صحبت کند. دوستانم که به دیدنم میایند ، مادرم که انگار هم سن و سال آنهاست، پیش می دود و خوش و بش می کند ، از این رفتار مادرم متنفرم. دوستانم وانمود می کنند که او هم یکی از ماهاست، اما پشت سر می خندند و سر به سرم می گذارند.

  • عیب جویی نکنید

والدین وظیفه خود می دانند که نقائص فرزندان را گوشزد و اصلاح کنند و برای این منظور از کامل و بی نقص بودن خود دم می زنند و نصیحت و راهنمایی را به صلاح فرزند خود می دانند.

متاسفانه این کارهرچند صادقانه است ولی رابطه میان والدین و نوجوان را خراب می کند.

  • مسخره نکنید.

هر نوجوانی ممکن است نواقصی داره باشد، تاکید بر این نواقص و تمسخر آنها، روح و روان نوجوان را به سختی می آزارد به خصوص اگر این تمسخر از طرف والدین باشد. نوجوان باید با القاب و عناوین خوب مورد خطاب قرار گیرند.

اغلب والدین خاطراتی از دوران کودکی نوجوان تعریف می کنند، مثلا اینکه چقدر با نمک بوده یا در فلان مهمانی شیرین کاری کرده و…

این والدین نمی دانند که نوجوان از یادآوری دوران کودکی خود متنفر است. او می خواهد میان امروز و دیروز فاصله ای قایل شود. میخواهد عاقل و بالغ به حساب آید.

  • استقلال بدهید.

نوجوان استقلال می خواهد و تلاش می کندخود را از وابستگی به والدین رها سازد. والدین ممکن است این خودکفایی را ضدیت یا سرکشی تلقی کنند یا به خاطر دلسوزی و نگرانی استقلال لازم زا به وی ندهند و سعی به دخالت در کارهای وی داشته باشند.

  • به خلوت نوجوان احترام بگذارید.

نوجوان به خلوت محتاج است تا زندگی را از آن خود سازد. احترام به این خلوت نشانه ارجی است که برای وی قائل می شوید تا مستقل از شما رشد کند.

احترام به این خلوت مستلزم فاصله است و این چیزی است که تحملش برای پدر و مادر دشوار است.

هایم گینوت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *