نقش خانواده در شکل گیری شخصیت فرد

نقش خانواده در شکل گیری شخصیت فرد چقدر است ؟

نقش والدین برای کودک و زندگی حال و آیندۀ او بسیار مهم است. والدین دارای تأثیرات وراثتی و محیطی سرنوشت ساز برای کودک است، رفتار او الگو و مدل است؛ گفتار او سند است، غرور او کارساز است، جرأت او اطمینان بخش است، هیبت و وقار او سازنده است. زندگی و وجود او مایه گرمی و نشاط کودکان در محیط خانواده است. شیوه برخوردها، کیفیت اعمال انضباط، شیوه محبت یا خشونت، تزلزل یا قاطعیت در رفتار، اتکای به نفس، اقتدار و سندیت والدین برای کودک درس آموز و سازنده است. شرافت و نجابت والدین در کودک نقش مؤثر دارد به همان میزان که سلامت در او اثردارد. کودک آلوده به دنیا نمی آید این خانواده و مخصوصاً پدر است که زمینه ساز شرافت یا آلودگی است. بنابراین، این پرسش مطرح می شود که والدین چه نقشی در تربیت فرزنددارد؟

نقش الگویی پدر

کودک در مسیر رشد از افرادی بسیاری اثر می پذیرد و تحت تأثیر دیده ها و شنیده های بسیاری قرار می¬گیرد. همه آنهایی که در اطراف او هستند و به نحوی در او اثرگذارند مدل و الگوی کودک اند. پدر از همه‌ آنها مهمتر و مؤثرتر است و این اهمیت و تأثیر تا سنین نوجوانی هم چنان ادامه دارد. رفتار پدر برای فرزند خردسال همه چیز است؛ درس است، اخلاق است، تربیت است، سازندگی یا ویرانگری است. طفل در سنین خردسالی همه چیز را از او کسب می کند. محبت، شفقت، وفاداری، خلوص و صفا، رشادت، شهامت، ادب و تواضع، عزت نفس، سجایای اخلاقی، درستکاری، پشتکار، سربلندی، شرافت، صداقت، را از او فرا می گیرد. این امر از نظر روانشناسان تربیتی گسترش دارد که برخی از آنها رفتار فرزندان را انعکاسی از رفتار پدران دانسته اند و گفته اند تو اول کودک خود را به من بنمای، تا بگویم تو کی هستی. نحوه استدلال پدر، به کارگیری وسایل و ابزار، کینه توزی و خود خواهی او… همه در کودک نقش دارد. بر این اساس پدران در برابر رفتار شخصی خود مسؤول اند. هر آنچه را که می یابند به فرزندان یاد می دهند. افکار و رفتار او را بر این اساس جهت می دهند، موجبات رشد و یا سقوط شخصیت فرزندان را فراهم می آورند

با این توضیح باید گفت: پدران اگر بخواهند فرزند خود را بپرورانند و او را به شیوه و روشی خاصی جهت دهند برنامه این است که خود باید مدل و الگوی راه و روشی باشند که آن را برای فرزند خویش خواستاراند.

پدرانی که بین عمل و گفتارشان، بین کردار و امر و نهی شان تفاوت است هرگز نخواهند توانست در فرزندان مؤثر باشند. و هم پدرانی که فرصتی کافی برای ارتباط با فرزندان ندارند و در فرصتی محدود تنها چند کلمه ای را به عنوان وعظ و نصحیت با فرزندان درمیان می گذارند هرگز قادر نیستند به اهداف و مقاصدی که مورد نظر شان است برسند.

پدران آلوده در روحیه فرزندان اثراتی منفی می گذارند و ما کمتر افرادی را سراغ داریم که خود پدران نادرستی باشند و فرزندشان افراد سالم به بار آمده باشند.

اهمیت نقش مادر

اهمیت رفتار مادر کردار و رفتار مادر چون خون در شریانهای کودک به جریان می افتد و شخصیت او را برای مادام العمر رنگ می دهد. جنبه الگویی مادر آن چنان مهم است که می توان گفت زمینه‌ انحطاط و یا تعالی روان پاک فرزند تا حدود زیادی مربوط بدان است.

طفل او را به عنوان الگو و سر مشق انتخاب می کند و شیوه ها و رفتارهای او را تقلید می نماید. بسیاری از بی بندباری های افرا د زاییده اشتباهات غلط مادران است و موجب اسارت و بدبختی آنها می شود، چه بسیار کودکانی که رفتاری را از مادر یاد گرفته اند و یک عمر آن رفتار مزاحم زندگی شان بوده و نتوانسته اند آن را به خوبی از خود دور نمایند.

چشم و گوش طفل چون دریچه ای باز است، می بیند و می شنود، ذهنش چون آینه است که هر چیزی در آن منعکس می شود با این تفاوت که آینه عکس شیء را همیشه در خود نگه نمی دارد ولی ذهن کودک آن را در خود ضبط می کند. کودک حتی شیوه فکر مادر را می بیند و درمی یابد، و آنچه برداشت می کند ممکن است سازنده باشد و یا ویرانگر. کودکان به هنگامی که در خانه تنها می شوند ادای زندگانی پدر و مادر را در می آورندواین خود صحنه ای تماشایی است.

مادر می تواند با رفتار خود فطرت های امانت، صداقت، وفای به عهد، حق جویی، حق دوستی، و… را در کودک احیا کند و یا آنها را بمیراند. مادر می تواند زمینه را برای هدایت فطری طفل فراهم سازد و یا موجب انحرافش از صراط مستقیم گردد. درجنبۀ عاطفی نیز مادران تأثیر بسیاری به روی کودکان دارند. اگر مادری دچار ترس باشد نمی تواند کودک شجاع بپروراند.

نقش تفاهم والدین درتربیت فرزند

تفاهم والدین در تمام صحنه های زندگی، موجب استحکام پایه های خانواده می گردد.والدین با تفاهم با همدیگر علاوه بر اینکه کانون زندگی را گرم تر نموده اند، ‌از سلامتی کامل تر و شخصیت واقعی نیز برخوردار می گردند.

«البته حتی در بهترین ازدواج ها نیز امکان دارد که زن و مرد بر سر تربیت بچه ها و شناساندن خوب و بد به آنها با یکدیگر به اختلاف نظر برسند. اما سوال اینجاست که آیا پدران و مادران می دانند که وقتی در رابطه با تعلیم و تربیت فرزندان اختلاف نظر دارند، چه باید بکنند؟ و چگونه عمل کنند؟

دکتر «راس پیترز»، یکی از برجسته ترین روانشناسان بالینی در این باره که چطور می توان این اختلافات را به توافق تبدیل کرد، می گوید: از همان قدیم الایام هم بر سر تربیت بچه ها در خانواده ها مشکل وجود داشته است. این مشکلات معمولا ترکیبی است از اینکه کدامیک از والدین ابتدا کودک را حین ارتکاب جرم دیده است، هر کدام از والدین تا چه میزان با رفتارهای ناشایست فرزندانشان عصبانی می شوند، خلق و خو و میزان تحمل ناکامی در پدر و مادر متفاوت است، کدامیک از والدین زمان بیشتری را در روز با کودک می گذراند و در آخر کدامیک از والدین از اینکه نتوانسته است زمان بیشتری را صرف کودک خود کند احساس گناه می کند.»

می‌بایست از ابتدا درک، تفاهم، اصول پایه‌ای را در خود پرورش داد تا در چنین مواقعی به کمک انسان بیاید. یادتان باشد که اختلاف و عدم توافق با همسرتان سر تربیت و تادیب فرزندانتان مسئله ای کاملا طبیعی و غیرقابل اجتناب است. این اختلاف به این معنی نیست که شما والدینی ناسازگار هستید و با یکدیگر تفاهم ندارید. اجازه ندهید که این عدم توافق برایتان تبدیل به مشکل بزرگی شود. بحث و گفتگوی مناسب در مقابل کودکان می تواند تجربه تکاملی خوبی برای آن ها باشد. اشکالی ندارد اگر فرزندتان شما را در حال بحث، مخالفت و حل و فصل موضوعی ببینند. در واقع اگر این بحث ها به طریقی صحیح انجام گیرد، درس زندگی فوق العاده ای برای آن ها خواهد بود.

دکتر کریم علیمحمدی، وحیده عباسی (۱۳۹۶)، نقش خانواده در شکل گیری شخصیت فرزندان ؛ ششمین کنفرانس بین المللی روانشناسی خانواده در بستر ارزش های دینی و فرهنگی

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *