برای دستیابی به شادی دراز مدت نظام اعتقادی مبتنی بر اصول زیر را در پیش بگیرید .

برای دستیابی به شادی دراز مدت نظام اعتقادی مبتنی بر اصول زیر را در پیش بگیرید:

۱- ما آفریده شده ایم تا شاد باشیم . می پذیرم که دستیابی به حدی از شادی که دلخواه من است امری است شخصی و وظیفه و مسئولیت آن برعهده خودم است . و برای رسیدن به آن باید تلاش کنم زیرا هیچ چیز بدون تلاش به دست نمی آید .

۲- در زندگی شادی هایی به مراتب عمیق تر از لذات جسمانی وجود دارند که می توانیم به آنها دست یابیم این کار نیاز به صرف وقت و تلاش و صبر و حوصله دارد .

۳- خداوند از طریق نظام عظیم و دقیق خلقت و با کمال محبت و سخاوت زندگی تمام موجودات و از جمله زندگی مرا ( بر حسب اعتقاداتی که داشته ام و تلاشی که کرده ام ) تامین کرده و باز هم خواهد کرد .

۴- لزومی ندارد نگران تامین نیاز هایم باشم ولی لازم است سعی و کوشش کنم و باور داشته باشم که نظام خلقت نیاز هایم را رفع خواهد کرد .

۵- از هیچ کس انتظاری ندارم . می دانم که نظام خلقت خداوندی از من نیز همچون دیگران مراقبت می کند .

۶- می توانم بخشندگی و سخاوت جهان را بیشتر متوجه خودم کنم و بیاموزم که چگونه مشمول لطف و عنایت خداوندی شوم تا به شادی های بیشتری برسم . ( جذب فراوانی با استفاده از قانون جذب )

۷- اعتقاد دارم که آنچه تاکنون بر من رفته نتیجه افکار ، رفتار ، خواسته ها و آرزو های خودم است که در گذشته به عالم عرضه کرده ام .

۸- اعتقاد دارم که آنچه تاکنون جهان یانظام خلقت برایم فراهم کرده ، بهترین راه تامین منافع و سعادت دراز مدت من بوده است

۹- از نتایج اعمالم رضایت دارم . وگلایه ای ندارم چون  با گله و شکایت افکار منفی بیشتری به ذهنم وارد می شود .

۱۰- سلامتی محیط زیست و سعادت و شادی تمام موجودات بخصوص انسان ها بر شادی و حالات روحی من اثر می گذارند ؛ بنابر این برای بیشینه کردن شادی خودم هم که شده برای شادی دیگران می کوشم .

دکتر مهدی بهادری نژاد

مشاوره آنلاین در کانال تلگرامی

چه عواملی موجب شادی می شوند ؟

چه عواملی موجب شادی می شوند ؟

عوامل شناخته شده ای که موجب شادی انسان ها می شوند ، عبارتند از : عشق و محبت – امید به آینده – پیشرفت و موفقیت در کار – خوش بینی – خیر خواهی – سپاسگزاری – رضایت – گذشت – مورد قدر دانی قرار گرفتن

عواملی که موجب اندوه و افسردگی می شوند ، عبارتند از : بدخواهی ، انتقام جویی – تحقیر – ترس – تنفر و کینه – توقع – حسادت – حرص و زیاده خواهی – خشم و خشونت – خود پرستی – دو رویی – ستم – سرزنش – شهوت – عجله و عصبانیت – عیب جویی – نومیدی و یاس – وسواس

در هندوستان برای گرفتن میمون از کوزه های نسبتا بزرگ و سنگینی استفاده می کنند که دهانه باریکی دارند. دهانه این کوزه ها به قدری باریک است که میمون به سختی می تواند دست خود را در آن فرو برد . شکار چیان غذای مورد علاقه میمون مثل فندق و بادام را در داخل کوزه قرار می دهند . میمون پس از پی بردن به وجود این غذای دلخواه ، دست خود را در کوزه کرده ، یک مشت از آن را برمی دارد ولی با مشت پر ، دیگر نمی تواند دست خود را از کوزه خارج و فرار کند . میمون فکر می کند کسی یا چیزی در ته کوزه وجود دارد که دستش را گرفته است ولی این وابستگی او به غذاست که اجازه رهایی به وی نمی دهد .

انسان ها هم اگر بتوانند عوامل سد کننده شادی مثل تنفر ، توقع ، حسادت ، سرزنش کردن خود و دیگران و ….. را از خود دور کنند ، می توانند به شادی برسند .

دکتر لوئیز هی معتقد است که تمام بیماری های جسمانی ، ریشه های احساسی، فکری ، عقیدتی یا به اصطلاح کلی ، ریشه عصبی دارند . او این ریشه ها را شناسایی کرده و راههایی را برای درمان آنها پیشنهاد می کند . خلاصه اینکه او شادی را به عنوان بهترین درمان پیشنهاد می کند .

♦داشتن محبت و عشق در زندگی و شکر گزاری برای آنچه داریم ، از عوامل مهم افزایش شادی است و بهترین وسیله برای تقویت فضیلت عشق ، خدمت بی چشمداشت است .

دیر زمانی است بر این باورم که : هر چه لازم باشد بدانم بر من آشکار می شود ، هر چه نیاز دارم به سویم می آید و همه چیز در زندگیم خوب است .  « لوئیز ال هی »

آیا تاکنون دور و بر افراد شاد بوده و با آنان دمخور بوده اید ؟ محبتی که از آنان ساطع می شود حس کرده اید ؟ این افراد پر از شور زندگی اند و هر کاری را با شوق ، شعف و لطف انجام می دهند . آنان پر انرژی ، خلاق ، خونگرم ، قاطع و خوش بین هستند ، اعتماد و توکل دارند ، همیشه آماده کمک به دیگران هستند و بیشتر اوقات هم از سلامتی برخوردار هستند . ناله و شکایت نمی کنند . انسان از بودن و مصاحبت با آنان لذت می برد و احساس شادی می کند .

♦یکی دیگر از ره های رسیدن به شادی ، پرورش اعتقادات و باور های جدید است .

سه سنگتراش مشغول کار بودند. عابری از آنان سوال کرد ، چه می کنید ؟

سنگتراش اول پاسخ داد : همانطور که می بینی ، مشغول تراشیدن سنگ هستم .

دومی پاسخ داد : برادر عزیزم ! کار می کنم تا روزی خانواده ام را تامین کنم .

سنگتراش سوم سرش را بلند کرد و با تبسمی که نشان از رضایت قلبی وی بود ، و با افتخار پاسخ داد : مشغول ساختن مسجد با شکوهی هستم .

هر سه نفر مشغول انجام یک کار بودند و لی اعتقاد و باورشان متفاوت بود . هر کاری می تواند برای عاملش شریف و ارزشمند باشد به شرطی که عامل ، با دید خلاق به آن بنگرد و ارزش تلاش هایش را درک کند .

مهم ترین و در عین حال مشکل ترین بخش دستیابی به شادی که همه به دنبالش هستیم ، انتخاب و پرورش نظام اعتقادی درست است . همه ما به باور ها و نحوه برخوردمان با مسائل مختلف خو گرفته ایم ؛ بنابراین برای دستیابی به شادی بیشینه در تمام عمر ، باید باور ها و نحوه برخوردمان را با مسائل مختلف بازنگری کنیم و چنانچه لازم باشد ( که در اغلب موارد چنین است ) در آنها تجدید نظر کنیم .

پزشکی چنین تعریف می کرد : در سه مکان مختلف به طبابت مشغول هستم . یکی در درمانگاه دولتی است . در این مکان موفقیت چندانی ندارم چون بیماران اعتقادی به درمانگاه دولتی ندارند و معتقدند که هیچ پزشک حاذقی در این مراکز کار نمی کند .

دومین مکان در مطب خصوصی در محله اعیان نشین شهر است و بیماران حق ویزیت نسبتا زیادی می پردازند . در این جا موفق ترم چون بیماران معتقدند من پزشک حاذقی هستم و گرنه نمی توانستم هزینه های چنین مطب گرانی را بپردازم .

سومین محل طبابت من که بسیار در آنجا موفق هستم زادگاهم است . در آنجا بیماران برای ملاقات با من یک هفته صبر می کنند وبا اعتقادی که به من دارند از مصرف دارو های تجویزی نتیجه مثبت می گیرند و درمان می شوند . در حالی که من در هر سه مکان دارو های یکسانی تجویز می کنم . و تفاوتی در شیوه درمان من وجود ندارد . این فقط دارو نیست که درمان می کند بلکه اعتقادی است که بیمار به پزشک خود دارد .

چه توضیحی می توان درباره نقش ایمان و اعتقاد در درمان و معالجه داد ؟ آیا ایمان و اعتقاد می تواند به بدن فرمان دهد که اقدامات لازم را انجام داده ، اختلالات را برطرف کند ؟

دکتر مهدی بهادری نژاد

مشاوره آنلاین در کانال تلگرامی

آیا ثروت باعث شادی می شود ؟

آیا ثروت باعث شادی می شود ؟

اگر از دیگران بپرسید چه چیز هایی شاد و خوشحالتان می کند ؟ جواب ها احتمالا به وضع مالی و موقعیت اجتماعی آنان بستگی دارد افراد متمول احتمالا خواهند گفت :  ثروت ، شهرت ، موقعیت های اجتماعی و قدرت بیشتر ، در حالی که افراد فقیر  و بیمار ، آسایش و رفاه و سلامتی را باعث خوشحالی خود می دانند .یا جوامعی که زیر فشار های اجتماعی و سیاسی قرار دارند ، خوشحالی خود را منوط به کسب آزادی و استقلال می کنند .

چه چیز هایی به انسان شادی و سرور می دهد ؟ آیا دارایی ، مکان زندگی و افرادی که با آنان زندگی می کنید باعث شادی شما می شوندیا حالت و وضعیت ذهنی خودتان ؟

شادی و خرسندی حالتی درونی است که از آرامش خاطر و رضایت باطن حکایت دارد و ما حق داریم برای به دست آوردنش سعی و تلاش کنیم . این حق ماست که شاد باشیم . ما برای شاد زیستن زاده شده ایم .

آیا می توان شادی را با پول خرید ؟ آیا با کسب شهرت یا برخورداری از ثروت و قدرت ، حقیقتا شاد خواهیم بود ؟ اگر پاسخ مثبت است پس باید ثروتمند ترین ، مشهور ترین و قدرتمند ترین افراد هر جامعه شاد ترین باشند ، و همه فقیران و گمنام ها بسیار غمگین . ما می دانیم که اینگونه نیست .

روانشناسان برای یافتن رابطه شادی و عوامل مذکور مطالعات متعددی انجام داده اند . و به این نتیجه رسیده اند که ؛ رابطه ای بین ثروت و شادی وجود ندارد و آرامش و شادی را با پول نمی توان خرید . ؛

دکتر دیوید مایرز از این تحقیقات نتیجه می گیرد که« سن ، جنسیت ، موقعیت اجتماعی ، محل زندگی ، نژاد ، و سطح تحصیلات هیچ کمکی به شادی انسان نمی کنند »

او از افرادی که با آنان مصاحبه شده گفته های متعددی نقل می کند ، نظیر :

  • «ترجیح می دهم تمام ثروت خانوادگیم را با خانه ای پر از محبت عوض کنم . »
  • «پول به هر اندازه که باشد نمی تواند تاثر و غمی که از ناراحتی فرزندانم برایم به وجود آمده برطرف کند . »
  • بتازگی در مغرب زمین و در کشور های صنعتی با بررسی و تحقیقات علمی بسیار به نتایج فوق دست یافته اند گو اینکه عرفا و متفکران مشرق زمین مدتها قبل از این مطلب آگاه بوده اند .
  • با وجود این هنوز هم بسیاری از مردم برای کسب شادی و خرسندی به دنبال ثروت و شهرت هستند .

اگر ثروت و قدرت و شهرت موجب شادی نمی شود ، چه چیز هایی می توانند این مهم را محقق سازند ؟

از مردی سوئیسی که مهماندار هواپیما بود سوال کردم که فکر می کند مردمش مردمان خوشحالی هستند ؟ چون از نظر من سوئیس کشوری مرفه و زیبا و تمیز است . او گفت که مردم سوئیس را مردم خوشحال و خوشبختی نمی داند . مردم سوئیس مشکل بزرگی به نام روابط انسانی دارند . از او خواستم که بیشتر توضیح دهد . او گفت : ۳۵ ساله ام و زن و دو فرزند دارم و حدود ۱۲ سال است که کار می کنم . گر چه برای من پیش نیامده ولی چند نفر از همکارانم و بسیاری از زن و شوهرهای جوان ، – غالبا با یک یا دو فرزند – از همسرانشان جدا شده اند . دادگاه اکثرا مراقبت از بچه ها را به مادر واگذار می کند و پدرمجبور است نیمی از درآمدش را برای نگهداری بچه ها بپردازد . و پدر فقط هفته ای یک روز می تواند بچه هایش را ملاقات کند .

زندگی مرد جوانی را – با هر ملیتی – تصور کنید که همسرش را طلاق داده و تنها زندگی می کند . پس از اتمام کار روزانه ، چنین مردی وارد خانه ای می شود که از افرادی که می توانست به آنان عشق بورزد و عصاره شیرین حیات را دریافت کند ، خالی است .آیا برای چنین فردی ، زیباییهای شهر ، برخورداری از رفاه و ثروت می تواند شادی آور باشد ؟

به یاد هاوارد هیوز ، میلیاردر معروف امریکایی ، افتادم که در روزنامه ها درباره اش خوانده بودم . از قرار معلوم او کسی را نداشت که واقعا دوستش داشته باشد . در اواخر زندگی ، خود را در یک اتاق تاریک در هتلی حبس کرده بود و تنها و منزوی زندگی می کرد .

دکتر مهدی بهادری نژاد

مشاوره آنلاین در کانال تلگرامی 

در روابط خود با دیگران ، از رفتارهای زیر پرهیز کنید :

در روابط خود با دیگران ، از رفتارهای زیر پرهیز کنید :

?۱- زخم زبان زدن

?۲- متلک گفتن وتیکه انداختن

?۳- قهر کردن

?۴-غرغر کردن

?۵- تهدید کردن

?۶-غیبت و زیر آب زنی

?۷-سرزنش کردن

?۸-کنترلگری و سین جیم کردن

۹-ایجاد احساس گناه در طرف مقابل

ﻃﺮﺯ ﺗﻔﻜﺮ خرچنگی ﭼﻴﺴﺖ؟

ﺁﻳﺎ می ﺩﺍﻧﺴﺘﻴﺪ ﺍﮔﺮ ﭼﻨﺪ ﺧﺮﭼﻨﮓ ﺭﺍ حتی ﺩﺭ ﺟﻌﺒﻪ ﺍی ﺭﻭ ﺑﺎﺯ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﻫﻴﺪ، ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﻫﻤﺎﻥ ﺟﺎ ﺑﺎقى مى ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺟﻌﺒﻪ ﺧﺎﺭﺝ ﻧمى ﺷﻮﻧﺪ؟

ﺑﺎ ﻭﺟﻮﺩ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﺧﺮﭼﻨﮓ ﻫﺎ ﻣﻲ ﺗﻮﺍﻧﻨﺪ ﺑﻪ ﺭﺍﺣﺘﻲ ﺍﺯ ﺟﻌﺒﻪ ﺑﺎﻻ ﺑﺨﺰﻧﺪ ﻭ ﺁﺯﺍﺩ ﺷﻮﻧﺪ ! ﺍﻳﻦ ﺍﺗﻔﺎﻕ نمی ﺍﻓﺘﺪ، ﺯﻳﺮﺍ ﻃﺮﺯ ﺗﻔﻜﺮ ﺧﺮﭼﻨگى ﺑﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﭼﻨﻴﻦ ﻛﺎﺭی ﻧمىﺩﻫﺪ ﻭ ﺑﻪ ﻣﺤﺾ ﺁﻧﻜﻪ یکی ﺍﺯ ﺧﺮﭼﻨﮓ ﻫﺎ ﺑﺨﻮﺍﻫﺪ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﺑﺎلاى ﺟﻌﺒﻪ ﺑﺮﻭﺩ، ﺧﺮﭼﻨﮕﻲ ﺩﻳﮕﺮ ﺁﻥ ﺭﺍ ﭘﺎﻳﻴﻦ ﻣﻲ ﻛﺸﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺍﻳﻦ ﺗﺮﺗﻴﺐ، ﻫﻴﭻ ﻳﻚ ﺍﺯ ﺁﻧﺎﻥ ﻧمى ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺑﻪ ﺑﺎﻻی ﺟﻌﺒﻪ ﺑﺮﺳﺪ ﻭ ﺁﺯﺍﺩ ﺷﻮﺩ. ﻫﻤﻪ ﺁﻧﻬﺎ مى ﺗﻮﺍﻧﻨﺪ ﺁﺯﺍﺩ ﺷﻮﻧﺪ؛ ﺍﻣﺎ ﺳﺮﻧﻮﺷتى ﻛﻪ ﺩﺭ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﺗﻚ ﺗﻚ ﺁﻧﻬﺎﺳﺖ، ﻣﺮﮒ ﺍﺳﺖ !

ﺍﻳﻦ ﻣﻄﻠﺐ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﺎى ﺣﺴﻮﺩ ﻧﻴﺰ ﻣﺼﺪﺍﻕ ﺩﺍﺭﺩ . ﺁﻧﻬﺎ ﻫﻴﭽﮕﺎﻩ ﻧمى ﺗﻮﺍﻧﻨﺪ ﺩﺭ ﺯﻧﺪگىﺷﺎﻥ ﭘﻴﺸﺮﻓﺖ ﻛﻨﻨﺪ ﻭ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﻧﻴﺰ ﺍﺯ ﻣﻮﻓﻘﻴﺖ ﺑﺎز مى ﺩﺍﺭﻧﺪ. حسادت، ﻧﺸﺎﻧﻪ اى ﺍﺯ ﺿﻌﻒ ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ ﺑﻪ ﻧﻔﺲ ﺍﺳﺖ . ﻫﺮ ﭼﻨﺪ ﺍﻳﻦ ﺧﺼﻴﺼﻪ ﺍى ﻫﻤﮕﺎنى ﺍﺳﺖ، ﺍﻣﺎ ﻭﻗﺘﻲ ﺣﺴﺎﺩﺕ، ﺑﺨشى ﺍﺯ ﺧﺼﺎﻳﺺ ﻳﻚ ﻣﻠﺖ ﺷﻮﺩ، ﺑﻪ ﻣﻌﻀلى ﺑﺰﺭﮒ ﺗﺒﺪﻳﻞ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ . ﺩﺭ ﺁﻥ ﺻﻮﺭﺕ، ﺍﻳﻦ ﺣﺴﺎﺩﺕ ﻫﻤﮕﺎنى ، ﻧﺘﺎﻳﺞ ﻓﺎﺟﻌﻪ ﺁﻣﻴﺰى ﺩﺭ پى ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺩﺍﺷﺖ، ﺯﻳﺮا ﺑﺎﻋﺚ ﺗﺒﺎهى ﺗﻤﺎﻡ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺁﻥ ﻣﻠﺖ ﻳﺎ ﻛﺸﻮﺭ مى ﺷﻮﺩ.

https://telegram.me/kanongarm

نکاتی طلایی برای افزایش تمرکز و یادگیری:

نکاتی طلایی برای افزایش تمرکز و یادگیری:

بیشتر آدم ها دوست دارند در هنگام مطالعه مکان مناسب و راحتی داشته باشند ولی تعداد اندکی هم اینگونه نبوده و در مترو، اتوبوس و جاهای شلوغ به راحتی می توانند روی مطالب مورد مطالعه شان تمرکز کنند.

به راستی چرا برخی افراد می توانند تمرکز حواس داشته باشند و برخی دیگر از آن بی بهره اند؟ دلیل آن هرچه باشد، راههایی برای تقویت تمرکز وجود دارد که در اینجا به برخی از آنها اشاره می کنیم.

تقویت تمرکز به تمرین نیاز دارد. شاید در ابتدای تمرین پیشرفت کمی داشته باشیم ولی پس از گذشت ۴ تا ۶ هفته که از پرورش یادگیری مهارت ها گذشت، شاهد پیشرفت های قابل ملاحظه ای خواهیم شد.

برای شروع باید موارد زیر را تمرین کنیم:

۱) جمع کردن حواس:

این شیوه ممکن است در ظاهر ساده به نظر بیاید، ولی در عین حال بسیار موثر است. وقتی که حواستان پرت می شود مرتب به خودتان هشدار دهید که ” حواست را جمع کن “. این روش کم کم باعث می شود که توجه شما به موضوع مورد نظرتان جلب گردد.

۲) روش عنکبوتی:

اگر شما تار عنکبوتی را تحریک کنید، تار تکان می خورد و عنکبوت نسبت به جنبش تار از خود واکنش نشان داده و می خواهد علت حرکت را بیابد. ولی وقتی این عمل چندین بار تکرار شود، خواهید دید که عنکبوت دیگر نسبت به حرکت تار هیچ عکس العملی از خود نشان نمی دهد و متوجه می شود که حشره ای به دام او نیفتاده است. این روش را یاد گرفته و ذهن خود را پرورش دهید و در برابر حواس پرتی تسلیم نشوید. شما باید تمرکزتان را بر روی هدفی که در ذهن دارید، حفظ کنید.

۳) فرصتی برای افکار مزاحم:

در طول روز زمان خاصی را به فکر کردن درباره مسائلی که به ذهن شما خطور می کند و تمرکزتان را بهم می زند اختصاص دهید. به طور مثال ساعت ۷ تا ۷:۳۰ بعدازظهر زمانی است که شما می توانید به این افکار بپردازید. هنگامی که این افکار مزاحم در طول روز به ذهن شما خطور کرد و باعث نگرانی شما شد، به یاد بیاورید که زمان ویژه ای را برای آنها در نظر گرفته اید و اجازه دهید که از ذهن شما خارج شود. کسانی که از این روش استفاده کرده اند، توانسته اند ۳۵% از افکار مزاحم را در طول ۴ هفته در خود کاهش دهند و این تغییر بزرگی است.

۴) چوب خط زدن برای افکار مزاحم:

کارت های کوچکی درست کنید و آنها را به سه قسمت مساوی برای صبح و بعد از ظهر و شب تقسیم کنید. هر بار که حواستان پرت شد، یک خط در قسمت مخصوص بکشید و برای هر روز یک کارت برای خود تهیه کنید. به مرور متوجه خواهید شد که تعداد خط ها روز به روز کاهش می یابد و این واقعا جالب است.

۵) زمان استراحت:

وقتی که ما برای مدت طولانی می نشینیم، خون بدن ما به دلیل نیروی جاذبه، به طرف پایین ترین نقطه بدن یعنی پاها کشیده می شود. ماهیچه های ما همانند یک پمپ عمل می کنند. هنگامی که پس از نشستن راه می رویم، خون به طور یکنواخت به سراسر بدن می رسد. در نتیجه اکسیژن بیشتری به مغز شما می رسد و احساس شادابی و سرحالی می کنید.

۶) عوض کردن موضوع:

بسیاری از دانش پژوهان به وسیله تغییر موضوع مطالعه به تمرکزشان کمک می کنند. شما هم می توانید با تغییر موضوع درس به تقویت تمرکز خود کمک کنید.

۷) جایزه و پاداش:

زمانی که کاری را به طور کامل انجام دادید، به خودتان پاداش دهید. کار شما ممکن است خیلی کوچک و یا بزرگ باشد. شما هم می توانید متناسب با کارتان برای خود جایزه و یا پاداش در نظر بگیرید. این جایزه می تواند خواندن یک مطلب جالب و دیدن یک فیلم و یا هر چه شما دوست دارید باشد.

 همین الان به خاطر خواندن این مطلب به  خود جایزه دهید.

مشاوره آنلاین

https://telegram.me/kanongarm

الگو اساس تربیت فرزندان

الگو اساس تربیت فرزندان

شکی نیست که الگو اساس تربیت است . والدین همیشه اولین و بهترین الگوهای فرزندان هستند . فرزندان آنچه در ما می بینند ، واضح تر و گویا تر از آن چیزی است که به آنها می گوییم و سعی می کنیم یاد بدهیم . شما نمی توانید باطن خود را پنهان کنید . شما آنچه هستید را به فرزندان خود می آموزید ، نه کمتر و نه بیشتر .

اگر بچه ای با انتقاد بزرگ شود ، یاد می گیرد سرزنش کند .

اگر با امنیت بزرگ شود ، می آموزد به خودش ایمان داشته باشد .

اگر با خشونت بزرگ شود ، می آموزد بجنگد .

اگر با پذیرش از سوی دیگران بزرگ شود ، عشق ورزیدن را می آموزد .

اگر با ترس بزرگ شود ، ترسو بار می آید .

اگر با شناخت بزرگ شود، یاد می گیرد هدف داشته باشد .

اگر با تایید دیگران بزرگ شود ، یاد می گیرد خودش را دوست داشته باشد .

اگر با حسادت بزرگ شود ، احساس گناه می کند .

و اگر با دوستی بزرگ شود ، یاد می گیرد که دنیا جای خوبی برای زندگی است .

اگر دقیق تر بنگریم می توانیم ضعف های مان را در زندگی فرزندانمان ببینیم . شاید این ضعف ها بیشتر خود را در شیوه برخورد آنها با تفاوت ها و مخالفت ها نشان دهد . گاهی ممکن است طرز فکر و رفتار والدین تا نسل های بعدی هم گسترش می یابد .

به همین دلیل ، نقش الگوسازی ما به عنوان والدین اساسی ترین ، مقدس ترین و روحانی ترین مسئولیت ما در قبال فرزندانمان است . ما سناریوی زندگی را دست به دست به فرزندانمان منتقل می کنیم . سناریویی که احتمالا تا پایان عمر از آن پیروی خواهند کرد .

مهم است که درک کنیم الگوی زندگی روزانه ما به طور غیر مستقیم بیشترین تاثیر را بر فرزندانمان می گذارد و چقدر مهم است که دریابید چه چیزی در مرکز توجه خانواده ما قرار دارد . از خودمان بپرسیم :

من که هستم ؟ خود را چگونه تعریف می کنم ؟ کجا می روم و برای راهنمایی گرفتن در زندگی ام چه کار می کنم ؟ چگونه باید زندگی کنم ؟ برای تقویت خودم و دیگران به چه منابعی نیاز دارم ؟

اینکه با چه دیدگاهی به زندگی نگاه می کنیم ، هر چه باشد و از آن باخبر باشیم یا نه ، بر طرز فکر فرزندانمان تاثیر می گذارد.

«کانون گرم» همیار خانواده