۱۰-پرهیز از افکاری که شما را تضعیف می کنند،نشانه ی خردمندی و فرزانگی است

ده راز برای کسب موفقیت و آرامش درون – پرهیز از افکاری که شما را تضعیف می کنند،نشانه ی خردمندی و فرزانگی است.

هر فکر و اندیشه ای که دارید می توانیدبر حسب اینکه شما را تقویت یا تضعیف می کند، ارزیابی شود و طبقه بندی گردد.

توانایی تسلط بر خویشتن در تمام اوقات برای تعیین حالت های مربوط به ضعف یا قدرت و توانایی دگرگون ساختن تمام اندیشه هایی که شما را تضعیف می کنند، نشانه ی خردمندی و فرزانگی است.

در این روش، شما خود را در حالتی از خوش بینی و آگاهی متعالی قرار می دهید و اجازه نمی دهید که افکار و اندیشه هایتان هیچ یک از اعضای بدن تان را تضعیف و ناتوان کنند.

هنگامی که از ذهن خود برای تقویت خویشتن استفاده می نمایید به شیوه ای متوسل می گردید که روح تان را متعالی و رفیع می سازد.

«قدرت» شما را تشویق و ترغیب می کند تا در متعالی ترین سطوح زندگی کنید و به وظیفه ی خود عمل نمایید. این قدرت همچنین دلسوز و مهربان است.

افکار مبتنی بر قدرت به شما انرژی و توان می بخشند زیرا در عوض هیچ تقاضایی از شما ندارند.

  • افکار و اندیشه هایی که شما را تضعیف می کنند

اگر یک فکر ساده باعث تضعیف یا تقویت عضله ی بازوی شما می گردد، تصور کنید چه بلایی بر سر دیگر عضلات و اندام هایتان می آورد و آنها چه فشاری را تحمل می کنند!

  • دوری از شرمساری

«شرمساری» اندیشه ای است که بیش از هر عامل دیگری اکثر انسانها را تضعیف می کند و احساس حقارت و خواری را به دنبال دارد.

اگر همیشه افکار و احساس شرمساری نسبت به آنچه در گذشته انجام داده اید را با خود به این طرف و آن طرف می برید، از نظر جسمانی و احساسی خود را ضعیف و ناتوان می کنید.

از بین بردن افکار سرشار از حس شرمساری مستلزم این است که مشتاقانه تمایل داشته باشید آنها را رها کنیدو رفتارهای گذشته خود را بعنوان درس هایی در نظر بگیرید که باید از آنها عبرت بگیرید و از طریق دعا و مراقبه و مدیتیشن دوباره با مبداء و منشاء خویش ارتباط برقرار کنید.

بعد از شرمساری، «گناه و بی توجهی» و بی انگیزه بودن بیش از هر عامل دیگری شما را تضعیف و ناتوان می کنند. این عوامل سبب ایجاد احساس گناه، تقصیر و نا امیدی می شوند.

هنگامی که با احساس گناه زندگی می کنید در حقیقت زمان حال خود را هدر می دهید و به دلیل آنچه در گذشته رخ داده است با بی تحرکی زمان خود را سپری می نمایید.

رها کردن گناه دقیقاً مانند این است که وزنه ی بسیار بزرگ و سنگینی را از روی شانه های خویش بردارید. گناه از طریقاندیشه های نیرو بخش «عشق و احترام به خویشتن» از بین می رود.

شما خود را با نثار عشق و احترام تقویت می کنیدو اجازه می دهید معیارهای کمال به راه خود ادامه دهند و از هدر دادن زمان گرانبها و ارزشمند زندگی کنونی خود توسط افکاری که فقط شما را ناکام، درمانده و عاجز می گردانند، جلوگیری به عمل می آورید.

در عوض می توانید عهد ببندید که بهتر از گذشته شوید که این شیوه معیاری راستین برای تعیین نجابت و اصالت خانوادگی می باشد.

  • افکار فاقد انگیزه، نا امیدی به بار می آورند.

این افکارمانع از احساس مسئولیت و تعهد در زندگی می شوند. بی انگیزشی از دلسوزی نسبت به خود و افسوس خوردن به حال خویش نشأت می گیرد و انسان بی انگیزه مرتباً سرگرم زدودن ملالت و خستگی می باشد.

برای پرهیز از بی انگیزه بودن نیازی نیست تا تلوزیون یا رادیوی شما بطور مداوم از صبح تا شب با صدای گوشخراش روشن باشد. شما دارای ذهنی مخصوص به خود هستید که در حقیقت قلمرو استعدادهای نامحدودی است.

شما دارای آزادی انتخاب هستید تا هر روز صبح از خواب برخیزید و بگویید: « ای خدای خوب ، صبح بخیر»

این کار فقط یک انتخاب است. هر لحظه ای که با افکاری سرشار از ملالت و بی انگیزگی سپری می کنید، واقعاً این افکار از نظر جسمانی و معنوی باعث تضعیف شما خواهند شد.

من معتقدم که اگر حتی به خودم اجازه دهم که افکار سرشار از ملالت و بی انگیزشی به ذهنم خطور کنند، در حقیقت به این جهان شگفت انگیز که سرشار از صدها میلیون معجزه می باشد، بی احترامی و اهانت کرده ام.

  • پرهیز از ترس و خشم

ترس و خشم از دیگر افکار بارز و نیرومندی هستند که در تضعیف شما به رقابت می پردازند.

هنگامی که وحشت زده هستید در حقیقت از عشق فاصله گرفته اید. به خاطر داشته باشید که « عشق کامل تمام ترس ها را از بین می برد» .

از هرچه بترسید، می رنجید و در نهایت از آن متنفر می شوید. بنابر این دوگانگی ترس و نفرت در درون شما مشغولبه فعالیت می باشد و همواره شما را تضعیف می کند.

هر اندیشه ای که در شما باعث ایجاد حالتی از ترس و وحشت گردد، شما را از هدف دور می نماید و همزمان باعث تضعیف تان می شود. افکار سرشار از ترس، از شما دعوت می کند تا در بی تحرکی باقی بمانید.

هنگامی که خود را وحشت زده و در حالتی از ترس دیدید، لحظه ای متوقف شوید و خداوند را به آن صحنه فرا خوانید. با این جمله ها ترس خود را به همدم متعالی خویش بسپارید.

امتحان کنید و شگفت زده خواهید شد که انرژی متعالی عشق با چه سرعتی هرگونه افکار سرشار از ترس شما را خنثی و از بین می برد. و همزمان به شما قدرت خواهد بخشید.
«الَّذِینَ آمَنُوا وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِکْرِ اللَّهِ أَلَا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ »

همان کسانى که ایمان آورده‏ اند و دلهایشان به یاد خدا آرام مى‏ گیرد آگاه باش که با یاد خدا دلها آرامش مى‏ یابد .( سوره الرعد، آیه۲۸)

خشم نیز یک واکنش احساسی نسبت به افکاری است که می گویید: « من می خواهم دنیا مطابق میل من باشد نه آنطور که اکنون هست، بنابراین عصبانی هستم.

اغلب اوقات خشم و عصبانیت به عنوان امری طبیعی توجیه می گردد اما همواره سبب تضعیف انسان می شود و همانطور که این اصل به شما یادآوری می کند« پرهیز از تمام افکاری که سبب تضعیف انسان می شوند، نشانه ی فرزانگی و خردمندی است.»

نیازی نیست برای اصلاح یک اشتباه یا تلاشی برای داشتن جهانی بهتر عصبانی باشید. هنگامی که از آرامش بیشتری برخوردار شوید تنها دارایی موجود شما برای انتشار و بخشیدن، فقط «آرامش» می باشد.

در این صورت لحظات نا امیدی و محرومیت منجر به بروز عصبانیت نمی شوند بلکه کمک می کنند تا هوشیار باشید و سپس شما را به سمت راه حل مناسبی رهنمون می گردند.

هر اندیشه ای سرشار از خشم و غضب شما را از عشق دور می کند و به سمت خشونت و انتقام سوق می دهد و این نیروها سبب برانگیختن نیروهای مخالف می شوند و هرکسی را که درگیر این موضوع باشد ضعیف و ناتوان می سازند.

تمام افکار سرشار از شرمساری ، گناه، بی انگیزگی، ترس و خشم صورت هایی از انرژی هستند زیرا در این جهان با فرکانس خاصی در حال ارتعاش می باشند.

افکاری که انسان را تضعیف می کنند کم بسامد و کم سرعت هستند و فقط از طریق ایجاد انرژیهای متعالی تر و پر بسامد معنویت می توان آنها را از بین برد.

  • افکار و اندیشه هایی که شما را تقویت می کند.

هنگامی که افکار خود را متحول می کنید و آنها را از سطح ارتعاش انرژی پست به یکی از فرکانس های متعالی تر می رسانید، از انسانی ضعیف به انسانی قوی تبدیل می شوید.

هنگامی که افکار خود را متوجه سرزنش دیگران می کنید، شما ضعیف شده اید. اما هنگامی که خود را دگرگون می سازید تا به دیگران عشق بورزید و به آنان اعتماد کنید، نیرومند می شوید. افکارتان همواره نوعی انرژی به همراه دارند؛ بنابراین هنگامی که افکار خود را دگرگون می سازید انرژی توأم با آن افکار را نیز دگرگون می کنید و آن را به نوعی انرژی که به شما قدرت و نیرو می بخشد، تبدیل می کنید.

هرکاری برخواسته از افکار شما است که آن را با خود به هر طرف می برید. افکار شاد ملکول های شاد می آفرینند. سلامتی شما نیز به طور فزاینده ای توسط افکاری که در سر دارید، تعیین می شوند.

از پذیرش افکاری که سبب خستگی، بی خوابی، ناراحتی یا سر درد می شوند بپرهیزید و آنگاه مشاهده می کنید که بدن تان نیز به این شیوه واکنش نشان خواهند داد.

ذهن شما به جسم تان اعلام می کند تا داروهایی را که برای سالم ماندن شما مورد نیاز است تولید نماید. یک قرص شیرین به دیگران بدهید و آنان را متقاعد کنید که این قرص، داروی ضد آرتروز می باشد. سپس مشاهده می کنید که بدن این افراد با افزایش تولید انرژی های ضد آرتروز به این شبه داروی بی اثر واکنش نشان خواهند داد.

ذهن انسان ابزار نیرومندی برای ایجاد سلامتی به شمار می رود. ذهن انسان همچنین پیوندهای الهی ، وفور نعمت، هماهنگی در کار و حتی جایی برای پارک خودرو در مکانهای شلوغ می آفرینند!

اگر افکارتان را بر آنچه می خواهید انجام دهید یا در زندگی جذب کنید و بدست آورید، متمرکز سازید و با شور و شوق فراوان پرورش افکار را هدف واقعی خود قرار دهید، سرانجام بر اساس هدف خود عمل خواهید نمود زیرا در پس هر عملی اندیشه ای نهفته است.

آرامش، شادی، عشق، باور، تصدیق و اشتیاق، نیرو بخش ترین افکاری است که می توانید داشته باشید. این افکار شما را در حالتی از شادکامی و سعادت درونی قرار می دهند که در آن آرامش جایگزین کشمکش و اضطراب و تشویش ها می شود و قناعت جایگزین تمامی حرص و طمع ها می گردد و همچنین درک و تفاهم جایگزین تحقیر و تمسخر می شود و شما تبدیل به انسان خوش بینی می شوید. در این حالت به جای توجه به نیمه خالی لیوان، همیشه نیمه ی پر لیوان را می بینید.

تمام این موارد چیزی بیش از یک تصمیم آگاهانه از طرف شما نمی باشد. اینکه قبول کنید خودتان مسئول اندیشه ها و افکارتان می باشید.

در هر لحظه از زندگی خویش آگاه و هوشیار باشید و بدانید که همیشه می توانید افکاری را که به ذهن خود راه می دهید، انتخاب نمایید.

هیچ کس نمی تواند فکری را در ذهن شما ایجاد نماید. این افکار بدون در نظر گرفتن شرایطی که در آن قرار دارید، فقط به «انتخاب شما»بستگی دارند.

تصمیم بگیرید افکار تضعیف کننده را با افکاری جایگزین کنید که از بسامد معنوی متعالی تری برخوردار می باشند.

باور داشته باشید که کنترل ذهن تان در اختیار خود شماست. شما خالق و گزینشگر افکار خویش می باشید. با اراده ی خویش می توانید افکارتان را تغییر دهید.

ذهن شما موهبتی خدادادی است. گوشه ای دنج و سرشار از آزادی که هیچ کس نمی تواند به آن راه پیدا کند. هیچ کس بدون رضایت شما نمی تواند کنترل افکارتان را به دست گیرد.

«این انتخاب بستگی به خودتان دارد.»

وین دایر


پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *