فرد متاهل باید به کل خانواده بیندیشد .

فرد متاهل باید به کل خانواده بیندیشد .

کسانی هستند که معتقدند سخت ترین کار پس از ازدواج و بچه دار شدن ، این است که همه به کل خانواده بیندیشند . زیرا این اتفاق سبک زندگی را تغییر می دهد و دیگر نمی توان به خواسته ها و اولویت های شخصی پرداخت . شما مجبور می شوید فداکاری کنید . مجبور می شوید به دیگران کمک کنید و به برآورده شدن نیاز های آنان و راضی نگه داشتنشان بیندیشید.

این یک حقیقت است . ازدواج خوب و یک خانواده خوب ، مستلزم فداکاری است .ولی وقتی شما یکدیگر را دوست دارید و هدفی عالی و ارزشمند را در پیش می گیرید ، – مانند بزرگ کردن فرزندتان – آنگاه می بینید که فداکاری و ایثار چیزی جز دادن یک چیز کوچک برای به دست آوردن چیزی بزرگ و ارزشمند نیست .

تکامل حقیقی از ایثار به دست می آید . این تغییرو حرکت بزرگی از «من» به سوی «ما» است که خانواده را خانواده می کند .

روحیه خواستن چیز های خوب برای همه و تمایل به عشق و فداکاری برای تحقق آن ، روح حقیقی برنده – برنده است .

واقعیت این است خانواده و زندگی خانوادگی مانند دیگی است که خصلت ها در آن می جوشند و تکامل و رشد واقعی در آن به وقوع می پیوندد .

ازدواج هجوم به تنهایی است . درمان انزوا و خود خواهی ست . حرکت از استقلال به سوی دلبستگی متقابل است که در نهایت تمام شرایط محیطی را تغییر می دهد .

مردمتاهلی که در سی سالگی ازدواج کرده بود ، می گوید :

«قبل از ازدواج فکر می کردم مهربان ترین ، بخشنده ترین و خون گرم ترین فرد هستم ، ولی بعدها فهمیدم که خودخواه و خودشیفته هستم . به مدت سی سال زندگی مال خودم بود . من به کس دیگری فکر نمی کردم ولی اکنون که ازدواج کرده ام، می فهمم که زندگی نمی تواند بیش از این تنها برای خودم باشد . بلکه مال ماست . مطمئنا” تحول شخصیتی و روحی پس از ازدواج هنوز هم وجود دارد و من هنوز به آن نیازمندم . ولی ارتباط و صمیمیت با همسرم نیز برایم مهم است و باید برای آن وقت بگذارم و تلاش کنم . حتی وقتی که احساس می کنم او را دوست ندارم یا از دستش عصبانی و ناراحت هستم . »

کاترین یوهانسون در کتاب خود با نام : خوشبختی در عشق ؛ رموز ازدواج موفق و کامروا ، به دو عامل اساسی اشاره می کند .

۱- هر دو طرف مجرد بودن را فراموش می کنند و خود را متاهل به حساب می آورند . روح هر دو یکی می شود و هر یک دیگری را به چشم بهترین دوست خود می بیند .

۲- آنها بیشتر مراقب سلامت ارتباطات خود هستند تا پیروز شدن در مشاجرات. آنها خودآگاه هستند و همواره به دنبال منافع خود نیستند .

برنده- برنده

عادت برنده – برنده فکر کردن ، ریشه خانواده موفق است . چهار چوبی بنیادین برای جستجوی منفعتی دو جانبه و قانونی طلایی است. انگیزه ای زیر بنایی است که درک متقابل را افزایش می دهد .برای رسیدن به این اصل انتظار نداشته باشید که همیشه دیگران شما را درک کنند ، بلکه شما سعی کنید درک کننده باشید . این تلاش ها در زندگی خانوادگی باعث به وجود آمدن روحیه همکاری می شود و فرایندی را خلق می کند که سبب ایجاد اتفاق سحرآمیزی در زندگی می شود . ایجاد احترام متقابل ، درک متقابل و همکاری ، ساختار و فرایندی در خانواده ایجاد می کند که سبب نهادینه شدن اصول ، هنجار ها و فرهنگ ها و ارزش ها می گردد .

سوال این است :

آیا دوست داری راه حلی بیابی که بهتر از راه حل کنونی ات باشد ؟

تعهد این است : بگذاراول به حرف های تو گوش دهم . کمک کن تا درکت کنم .

کافیست یک نفر بخواهد دیگری را درک کند . بیشتر اوقات ما دیگران را درک نمی کنیم چون نمی خواهیم این کار را بکنیم . در زندگی باید ابتدا به دنبال علایق فردی دیگر باشی تا بتوانی نیاز ها و خواسته ها و نگرانی هایش را درک کنی .در اینجا هم خواستن توانستن است .


«کانون گرم» راز آرامش در خانواده