اولین گام در مهارتهای ارتباطی عامل بودن است .
وقتی در مورد عامل بودن صحبت می کردم ،مردی برخاست و گفت : حرف هایت را دوست دارم . ولی در مورد من صدق نمی کند . به ازدواج من و همسرم نگاه کن . ما به آخر خط رسیده ایم . هیچ تفاهمی باهم نداریم . فکر می کنم یکدیگر را دوست نداریم . ما چه باید بکنیم .؟
پرسیدم : «آیا هیچ حس مشترکی نسبت به هم ندارید ؟»
او اعتراف کرد و گفت : «بله سه فرزند داریم که برای هر دومون مهم هستند .»
در پاسخ گفتم :« همسرت را دوست داشته باش .»
-
«ولی به شما گفتم که دیگر هیچ احساسی بین ما وجود ندارد .»
-
«اورا دوست داشته باش .»
-
«درک نمی کنید. ما یکدیگر را دوست نداریم .»
-
«پس دوستش داشته باش . اگر این احساس وجود ندارد ،این بهترین دلیل برای دوست داشتن اوست .»
-
ولی چطور می توانید کسی را دوست داشته باشید ، وقتی عاشقش نیستید ؟
دوست من عشق یک فعل است . احساس عشق نتیجه ی عمل به آن است . پس او را دوست داشته باش ، به حرف هایش گوش بده، با او همدردی کن، از او حمایت کن. عشق خود به سراغت خواهد آمد .
هر ازدواج موفق و هر خانواده موفق ، نیاز به کار و تلاش دارد . در اینجا صحبت از اتفاق و تصادف نیست ، بلکه مسئله دستیابی به موفقیت است. اینجا پای کوشش و فداکاری به میان می آید .
عشق همانند آتش است ممکن است در ابتدا بسیار گرم و فروزان باشد ولی اگر به حال خود رها شود ، به زودی خاموش خواهد شد . عشق هم همانند هر فرایند دیگری رسیدگی های خاص خود را می طلبد .
https://telegram.me/kanongarm