چرا مردها وقتی زن ها ناراحت می شوند و احساساتی برخورد می کنند از این حالت عصبانی می شوند؟

چرا مردها وقتی زن ها ناراحت می شوند و احساساتی برخورد می کنند از این حالت عصبانی می شوند؟

 

گاهی ممکن است زن هافقط نیاز داشته باشند همسرشان کمی دلداریشان بدهد و دوستشان بدارد.ولی در عوض مرد به آنها یک سخنرانی ترتیب می دهد و امر و نهی می کند .

گاهی زن ها نیاز دارند فقط احساساتشان را با نامزد /همسرشان در میان بگذارند، اما از طرف مردها متهم می شوند که بیش از حد احساساتی هستید .

چه چیزی باعث می شود، مردها از برخورد احساسی زن ها تا به این حد منزجر شوند؟

بسیاری ازمتخصصین چنین توضیح می دهند که مردها به این دلیل در مواجهه با برخورد احساسی زن ها واکنش منفی نشان می دهند، چون که با احساسات آسیب پذیر خودشان راحت نیستند. بخشی از مشکلات میان مردان و زنان از همین ناحیه نشأت می گیرد.

مردها با این احساس بزرگ می شوند که مسؤلیت راست و درست کردن همه ی موارد با آن هاست. مردان از دوران کودکی با این باور ناخودآگاه بزرگ می شوند که چنان چه می خواهند یک مرد واقعی باشند، می بایست لایق و توانا باشند ومسئولیت مواظبت از زن زندگیشان با آن ها است.

هنگامی که زن از موردی ناراحت است ، نزد نامزد /همسرش می رود، و احساساتش را با او در میان می گذارد ،او عملاً کلمه هایی که زن بر زبان می آورد را نمی شود.اواین جملات را می شنود : « به من کمک کنید » یا « مرا نجات دهید » یا « کارها را درست کنید »

زن، نیاز دارد که:
به او اطمینان خاطر داده شود و دلداریش بدهند، در آغوشش بگیرند، به سخنانش گوش فرا دهند، آرامش کنند و به او امید بدهند که همه چیز درست می شود.

اما آن چه در عمل نصیبش می گردد، « نصیحت » ، « باز جویی » ، « سخنرانی » ، « سرزنش به خاطر احساساتی بودن » است .

زن در آن لحظه فقط  می خواهد دوستش بدارند، اما مردها برایشان استدلال بافی می کنند. در حالی که نیاز دارند، مادرانه از آنها حمایت کنند، اما آن ها در حقشان پدری می کنند.

زمانی که زن ها از موضوعی ناراحت هستند و احساسات خود را با همسر خود در میان می گذارند ، تنها به دلداری و آغوش همسر نیاز دارند تا آرام شوند و تنها با شنیدن جمله دوستت دارم از طرف همسر ، حالشان خوب می شود . به همین سادگی 

ولی مرد ها شروع می کنند به دادن راه حل ، چون دادن راه حل به نظر آنها با ارزش ترین هدیه ای  است که می توان به کسی داد .هیچ عاملی به اندازه ی یافتن راه حل برای مردان مهم نیست.مردها همواره به راه حل فکر می کنند.

هنگامی که مرد  می بیند  همسرش از موردی ناراحت است ، ذهنش به طرزی جاری و خودکار می گوید: راه حل …راه حل، حتی ممکن است به راه حل نیز دست نیابد، موضوع آن است که با پرسیدن سؤال هایی در مورد مشکلاتتان سعی می کند تا برای خود وقت بیشتری تدارک ببیند.ممکن است حتی ساکت شده و چنین به نظر بیاید که در خود فرورفته.ممکن است فکر کنید که اهمیت چندانی برای احساساتتان قائل نیست. در حالی که او خود رانجات گری  می داند که می بایست به کمک و نجاتتان بشتابد.

بنابر این وقتی زنی احساساتش را با مردش در میان می گذارد ،

الف- او خود را مسئول می داند برای مشکل همسرش راه حلی بیابد.

ب -هنگامی که در یافتن راه چاره عاجز و ناتوان می ماند، احساس حماقت نموده و حس می کند او را مأیوس کرده است.

ج- او خود را مسئول درد و رنج همسرش می داند و چنان چه نتواند ناراحتیش را بر طرف کند، احساس گناه خواهد کرد.

هنگامی که مردی درد و رنج همسرش را می بیند، خود را سرزنش کرده و مسئول می داند و به این دلیل که  همسرش باعث شده، احساس بدی نسبت به خودش پیدا کند، از دستش عصبانی می شود.

 

د- مردهاغالباً احساساتی برخوردکردن زن ها را با هیستریک اشتباه می گیرندوفرض را بر این می گذارندکه وضعیت روحی همسرش خراب تر از آن است که تصورش را میکند.آنها می ترسند مبادا هرگز دست از گریه کردن برندارد.چون  برای اغلب مردان نشان دادن احساساتی، نظیر:عجز، ناتوانی و یا ترس بسیار مشکل است.تنها هنگامی چنین احساساتی را از خودشان بروز می دهند که وضع آن ها خیلی خراب باشد.بنابراین وقتی می بینند زن چنین احساساتی را بروز می دهد ، این استانداردهای احساسی خودشان را بر روی وی فرافکن کرده و فرض را بر این می گذارند که الان باید وضع روحی وی خیلی خراب باشد.

مردها نمی توانند بفهمند که زن ها چطور می توانند راجع به یک مورد چنان احساسات قوی را در یک لحظه تجربه بکنند، بدون این که تعادل روانی و احساسی خود را از دست بدهند.

مردها فکر می کنند به محض این که زن شروع به گله و شکایت کرد، دیگر دست از این کار بر نداشته و تا ابد این کار را ادامه می دهد.به همین دلیل است که می گوید : همین طور به این حرف هایت می خواهی ادامه بدهی!الان حوصله ندارم درگیر یک دعوای بزرگ بشویم، وقتش را نداریم.بفرما دوباره شروع شد احتمالاً تا صبح باید بیدار باشیم همه ی شب خراب شد . « مردها نمی دانند که همسرشان فقط به پنج دقیقه از توجه، محبت و عشق آن ها نیاز دارد »

مردها نمی توانند بفهمند که زن ها بیشتر از آن ها انعطاف پذیری و الهام پذیری احساسی دارند و این که برگشت پذیری احساسیشان بالاتر از مردان است. این بدان معنا است که یک زن می تواند یک لحظه گریه کند و لحظه دیگر آماده عشق بازی باشد. زن ها می توانند یک لحظه عصبانی باشند و لحظه دیگر بسیار بخشنده ومهربان.مردها به سختی می توانند از یک حالت احساسی به حالت دیگر تغییر وضعیت بدهند، بنابراین فرض را بر این می گذارند که این تغییر حالت برای زنان، نیز غیرممکن است.به همین دلیل هنگامی که زنها را خیلی ناراحت می بینند، وحشت می کنند.

 


https://telegram.me/kanongarm به کانال کانون گرم بپوندید

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *