ما پی نبرده ایم تو را آن چنان که هست
کاری نکرده ایم به قدر توان که هست
کــاری بــرای آمــدن تو نکــرده ایم
اما برای نذر قدوم تو جان که هست
گر بی قراری دل ما آشکـــار نیست
پیدا ز حال و روز پریشانمان که هست
دل گه گـدار از تو جـدا می شود ولـی
این دست ها دخیل بر این آستان که هست
ما در قمــار عشق، به عشق تو آمدیم
پس فارغیم از همه سود وزیان که هست
ای دل برای عقده گشایی به سامرا
ما را نبرده اند اگر ، جمکران که هست
امیر حسین حیدری
به شوق صبح و سحر، شام تار هم خوب است
برای گریه شدن آبشار هم خوب است
تمام هفته خطا و غروب جمعه دعا
کمی خجالت از این انتظار هم خوب است
اگر چه لایق وصل تو نیستیم آقا
ولی کشیدن ناز نگار هم خوب است
گمان کنم که نمی بینمت، بگو غلط است
امید دادن این بی قرار هم خوب است
کسی به فکر شما نیست، همه خوبند
ملال نیست دگر، کار و بار هم خوب است
مرا ببند که من جای دیگری نروم
برای عبد فراری حصار هم خوب است
هوای شهر بد و گریه سخت و حال بد است
کمی هوا وسط این غبار هم خوب است
اگر نشد برسم من به پابوسی تو
برای این دل من وصف یار هم خوب است
برای اینکه به دست آورم دلت را من
قسم به فاطمه داغدار هم خوب است
مرا ببخش به دردت نخورد نوکریم
که بخشش دل این شرمسار هم خوب است
اگر که پای رکابت نشد شهید شوم
برای کشتن ما زلف یار هم خوب است
اگر اجل به وصالت مرا مجال نداد
امید آمدنت بر مزار هم خوب است
https://t.me/kanongarm به کانال تلگرامی «کانون گرم » بپوندید .