رابطه ی احساسی ناسالم و مخرب با یک مرد آسیب روحی سنگینی برزن وارد می کند .
اینگونه روابط ممکن است موجب شود که اودل و جان خود را بر روی دیگران ببندد.اغلب چنین زن هایی عملاً به طرزی خودآگاه نیز توجه و تمرکز خود را از روی عشق بر میدارند و منحصراً آنرا روی کار و شغل خود منعطف می سازند تا از درد و رنج آسوده و برحذر باشند.بدین ترتیب ابراز احساسات و عشق آنان شباهت بیشتری به عشق مردان پیدا خواهد کرد، بدین معنا که تمرکز خودآگاه بسیار اندکی را وقف روابط خواهند کرد. این وارونگی شکلی از مراقبت و محافظت از خود است .
گویی ناخودآگاه تصمیم می گیرد سردتر و بی احساس تر شود، درست مانند همانهایی که به وی آسیب وارد آورده اند .
هر بار به زنانی مشاوره می دهم، که قلب شکسته و دردمندی دارند، تشخیص میدهم که نیازشان به نزدیکی و صمیمیت وارتباط احساسی همچنان مانند گذشته نیرومندو فعال است و تنها تمایل و خواست آنان مبنی بر جستن و یافتن آن است که تغییر کرده است. بدین معنی که ابراز احساسات و عشق این دسته از زنان از بیرون بیشتر به عشق مردانه شباهت داشته است، اما از درون همچنان مانند عشق زنانه است .
در پاره ای از موارد هم زمانی که در یک رابطه ناسالم با مردی قرار می گیرد . و با احساسات شکست خورده ، مورد خیانت واقع شده و رها می شود ، بدون اینکه دلایل شکست رابطه را ریشه یابی و علت یابی کند . تنها با محکوم کردن طرف مقابل و قربانی دانستن خود در صدد انتقام بر می آید و برای رهایی از اوج فشارها و تنش های روحی و به تصور خود برای ضربه زدن به طرف مقابل در یک رابطه نا سالم دیگر اسیر می شود .
چرا شکست ها درس عبرتی نمی شود ؟