گناه اساساً مفهومی دینی است و معنای دقیق آن نیز با ارجاع به چارچوب دینی یا شریعت فهمیده میشود (طاهر، ۱۳۷۷: ۱۸؛ محمدی اشتهاردی، ۱۳۶۹: ۲). بنابراین برای افراد غیر دینی مفهومی ندارد.
بسیاری از فقهای شیعه گناهان را از حیث آثار دنیوی و اخروی و مجازاتهایی که شارع برای انجام آنها منظورکرده به دو نوع “صغیره” و “کبیره” تقسیم میکنند(دستغیب۱۳۶۹: ۲۶) که گناهان جنسی به ویژه “زنا” در زمره گناهان کبیره شمرده شدهاست. زنا در نزد فقهای شیعه عبارت است از نزدیکی مرد با زنی، در صورتی که عقد ازدواج اعم از دائمی یا انقطاعی یا شبه عقد یا ملک یمین در بین نبوده باشد. (علامه حلی در شرح تبصره به نقل از ماجراجو، ۱۳۸۳: ۱۴). از نظر اسلام اعمال متعددی زمینه ساز انجام گناه زنا هستند که یکی از آنها نگاه به نامحرم است؛ از این رو در قرآن کریم در آیات ۳۰ و ۳۱ سوره نور به حفظ نگاه از نامحرم دستور داده شده است .
«قُلْ لِلْمُؤْمِنینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ یَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِکَ أَزْکی لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبیرٌ بِما یَصْنَعُونَ (۳۰) وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَ یَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لا یُبْدینَ زینَتَهُنَّ إِلاَّ ما ظَهَرَ مِنْها وَ لْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلی جُیُوبِهِنَّ وَ لا یُبْدینَ زینَتَهُنَّ إِلاَّ لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبائِهِنَّ أَوْ آباءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنائِهِنَّ أَوْ أَبْناءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوانِهِنَّ أَوْ بَنی إِخْوانِهِنَّ أَوْ بَنی أَخَواتِهِنَّ أَوْ نِسائِهِنَّ أَوْ ما مَلَکَتْ أَیْمانُهُنَّ أَوِ التَّابِعینَ غَیْرِ أُولِی الْإِرْبَهِ مِنَ الرِّجالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذینَ لَمْ یَظْهَرُوا عَلی عَوْراتِ النِّساءِ وَ لا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ ما یُخْفینَ مِنْ زینَتِهِنَّ وَ تُوبُوا إِلَی اللَّهِ جَمیعاً أَیُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ (۳۱)»
به مومنان بگو چشم هاى خود را [از نگاه به نامحرمان] فرو گیرند، و عفاف خود را حفظ کنند؛ این براى آنان پاکیزهتر است؛ خداوند از آنچه انجام مىدهند آگاه است! * و به زنان با ایمان بگو چشم هاى خود را [از نگاه هوس آلود] فرو گیرند، و دامان خویش را حفظ کنند و زینت خود را جز آن مقدار که نمایان است آشکار ننمایند، و [اطراف] روسرى هاى خود را بر سینه خود افکنند [تا گردن و سینه با آن پوشانده شود]، و زینت خود را آشکار نسازند مگر براى شوهرانشان، یا پدرانشان یا پدر شوهرانشان، یا پسرانشان، یا پسران همسرانشان، یا برادرانشان، یا پسران برادرانشان، یا پسران خواهرانشان، یا زنان هم کیششان، یا بردگانشان [کنیزانشان] یا افراد سفیه که تمایلى به زن ندارند، یا کودکانى که از امور جنسى مربوط به زنان آگاه نیستند؛ و هنگام راه رفتن پاى هاى خود را به زمین نزنند تا زینت پنهانیشان دانسته شود. [و صداى خلخال که بر پا دارند به گوش رسد]. و همگى به سوى خدا بازگردید اى مومنان، تا رستگار شوید.
در بین فقهای شیعه اجماع وجود دارد که نگاه به هر چیزی و کسی( به غیر از نگاه زن و شوهر به یکدیگر) به قصد شهوت و از روی لذت جنسی حرام است[۱]. همچنین اگر ترس آن باشد که فرد در نگاه به کسی یا چیزی، به گناه آلوده شود، نگاه به آن چیز نیز حرام است(کمالی وحدت، ۱۳۸۷، ۶۴؛ بنی هاشمی خمینی، ۱۳۷۸). از دیگر دستورات دینی در رابطه با جنس مخالف تحریم”خلوت با نامحرم” و” لمس بدن نامحرم” و “زنا” است.
اهمیت گناه، بیش از همه، از آثار سوء روانی و اجتماعی آن قابل مشاهده است. از دیدگاه جامعه شناسی، گناه الزام اخلاقی فرد را تضعیف میکند و سبب ناهنجاری اخلاقی در جامعه میشود و از این جهت کارکرد ” انسجام بخش” دین( دورکیم، ۱۹۵۴: ۴۷) و خاصیت “معنا بخشی” آن (سیدمن، ۱۳۹۱: ۱۱۵) را مختل میسازد. اگرچه این مخاطرات اخلاقی و معنوی متوجه همه گناهان است، گناهان جنسی از این جهت که آثار مخرب روانی و اجتماعی متعددی دارند و به ویژه موجب تضعیف بنیانهای خانواده میشوند، از اهمیت بیشتری برخوردارند (نورعلیزاده میانجی، ۱۳۸۸؛ کاملی، ۱۳۸۵).
گناه جنسی در مفهوم دینی آن کمتر تحت بررسی تجربی قرار گرفته است، و مفهوم نزدیک به آن یعنی “روابط جنسی خارج از ازدواج” مرکز توجه محققان قرار گرفته است. تحقیقات مختلف نشان دادهاست که مذهب اثر بازدارندهی قابل توجهی بر روابط جنسی خارج از ازدواج داشته است (پول[۲]، ۲۰۰۰؛ بارکان[۳]، ۲۰۰۶؛ یوکر[۴]، ۲۰۰۸).
عوامل متعدد دیگری همچون ارتباط با دوستان(باس[۵]، ۲۰۱۰)، محتوای جنسی رسانهها و حمایت آنان از رفتارهای جنسی (لادین انگل و همکاران[۶]، ۲۰۰۶)، سبک دلبستگی ناایمن به ویژه ناایمن اجتنابی(سهرابی و رسولی، ۱۳۸۷) نیز بر فعالیتها و روابط جنسی خارج از ازدواج موثرند.
از دیدگاه اسلام، روابط زن و مرد نباید به گونهای باشد که تمتعات جنسی در آن سهمی داشته باشد. زیرا در سایهی این روابط، ازدواج مانعی برای لذت جوییهای نامحدود و آزاد محسوب میشود. معاشرتهای آزاد و بیبندوبار، ازدواج را به صورت یک تکلیف و محدودیت در میآورد که باید آن را با توصیههای اخلاقی یا احیاناً با اعمال زور بر جوانان تحمیل کرد. تفاوت جامعهای که روابط جنسی میان زن ومرد را به محیط خانوادگی و در قالب ازدواج مشروع و قانونی محدود مینماید، با اجتماعی که روابط آزاد در آن مجاز است، این است که ازدواج در اجتماع اول پایان انتظار و محرومیت و در اجتماع دوم، آغاز محرومیت و محدودیت است. در سیستم روابط آزاد جنسی، پیمان ازدواج به دوران آزادی دختر و پسر خاتمه میدهد و آنها را ملزم میسازد که به یکدیگر وفادار باشند، اما در سیستم اسلامی، ازدواج به محرومیت و انتظار آنان پایان میدهد. (رک. مطهری، ۱۳۷۹: ج ۱۹، ص ۴۳۸).
همچنین، در سیستم روابط آزاد جنسی، همان تعداد ازدواجی هم که صورت میگیرد، در بسیاری از موارد به طلاق منجر میشود. زیرا، در روابط هرز، با وجود آنهمه اظهار دلدادگی و عشق، عقبه سالم و پاکی برای ازدواج یافت نمیشود و دختر و پسر در این نوع روابط دوستانه، لایههای انسانی و حرمت برانگیز خود را شناسایی نکردهاند و تعامل فکری و روحی، نقشی در انتخاب آنها نداشته است بلکه صرفاً جذابیتهای بصری و لذتجوییهای شهوانی در انتخاب آنها دخیل بوده است.
شهید بزرگوار مطهری در این رابطه سخن زیبایی دارد: «اشتباه فروید و امثال او در این است که پنداشتهاند، تنها راه آرام کردن غرایز، ارضا و اشباع آنهاست.. اینها چون یک طرف قضیه را خواندهاند، توجه نکردهاند که همانطور که محدودیت و ممنوعیت، غریزه را سرکوب و تولید عقده میکند، رها کردن و تسلیم شدن و در معرض تحریکات و تهییجات درآوردن، آن را دیوانه میسازد… به عقیدهی ما برای آرامش غریزه دو چیز لازم است: یکی ارضای غریزه در حد حاجت طبیعی و دیگری جلوگیری از تهییج و تحریک آن. انسان از لحاظ حوائج طبیعی، مانند چاه نفت است که تراکم و تجمع گازهای داخلی آن، خطر انفجار را به وجود میآورد. در این صورت، باید گاز آن را خارج کرد و به آتش داد، ولی این آتش را هرگز با طعمهی زیاد نمیتوان سیر کرد… اما اینکه میگویند: «الإنسان حریص علی ما منع» مطلب صحیحی است ولی نیازمند به توضیح است. انسان به چیزی حرص میورزد که هم از آن ممنوع شود و هم به سوی آن تحریک شود. به اصطلاح، تمنای چیزی را در وجود شخص بیدار کنند و آنگاه او را ممنوع سازند…» (مطهری، ۱۳۷۹: ج۱۹، صص۴۶۱-۴۶۰).
استاد مطهری در مورد فلسفهی حجاب بیان بسیار رسا و زیبایی دارند: «حقیقت امر این است که در مسألهی پوشش، سخن در این نیست که آیا زن خوب است پوشیده در اجتماع ظاهر شود یا عریان؟ روح سخن این است که مردان فقط در محیط خانوادگی و در کادر قانون ازدواج و همراه با یک سلسله تعهدات سنگین میتوانند از زنان به عنوان همسران قانونی کامجویی کنند. اما در محیط اجتماع، استفاده از زنان بیگانه ممنوع است و زنان نیز از اینکه مردان را در خارج از کانون خانوادگی کامیاب سازند، به هر صورت ممنوع میباشند که این امر علاوه بر اینکه از جنبهی روانی، به بهداشت روانی اجتماع کمک میکند، از جنبه خانوادگی سبب تحکیم روابط افراد خانواده و برقراری صمیمیت کامل بین زوجین میشود و از جنبهی اجتماعی موجب حفظ استیفای نیروی کار و فعالیت اجتماع میشود و از نظر وضع زن در برابر مرد، سبب میگردد که ارزش زن در برابر مرد بالا رود.» (مطهری، ۱۳۷۹: ج۱۹، صص۴۳۳-۴۳۲).
فلسفهی اینکه پوشش بر زن واجب شده و بر مرد واجب نشده است، این است که میان زن و مرد در این رابطه تفاوت جدی وجود دارد؛ زن مظهر جمال و زیبایی و لطافت است ولی مرد مظهر شیفتگی و عشق به زن است؛ زن در ذات خود میل به خودآرایی، خودنمایی و جلوهگری دارد؛ به همین خاطر تبرج از مختصات زنان است؛ اما مرد میل به اظهار عشق، دلدادگی و چشمچرانی دارد. لذا به زن باید گفت که در برابر نامحرمان خودآرایی نکن و خود را در معرض نمایش قرار نده و به مرد باید گفت که به چشمچرانی نپرداز!
در مورد نگاه زن به مرد، ظاهر فتوای غالب فقها این است که همانند نگاه مرد به زن، جایز نیست. به تعبیر دیگر، فرقی میان نگاه مرد به زن و زن به مرد نیست؛ یعنی نگاه زن به بدن مرد جز وجه و کفین (چهره و دو دست) حرام است. فرقی که میان زن و مرد وجود دارد، در مسألهی پوشش است نه نگاه. یعنی بر زن واجب است که بدن خود را در برابر نامحرم جز وجه و کفین بپوشاند و نیز حرام است که به بدن مرد جز وجه و کفین نگاه کند، اما بر مرد هر چند حرام است که به بدن زن نامحرم ـ جز وجه و کفین ـ نگاه کند، اما بر او واجب نیست که بدن خود را ـ جز عورت ـ بپوشاند.
در عروهالوثقی آمده است: «بر مرد جایز نیست که به زن نامحرم و نیز بر زن جایز نیست که به مرد نامحرم جز در صورت ضرورت نگاه کند (یزدی، مساله ۳۱[۷]). امام خمینی(ره) هم فرموده است: «برای زن جایز نیست که به مرد نامحرم نگاه کند ـ همانگونه که برای مرد نگاه به زن نامحرم جایز نیست ـ أقرب این است که نگاه به وجه وکفین حرام نیست»[۸]
احساساتی که پس از گناه جنسی بر فرد مستولی میشود، باز اندیشی گناه و فشارهای روانی است. باز اندیشی گناه، متضمن دو معنای ارزیابی عمل جنسی و تردید درباره آن است. فشارهای روانی از دیگر نتایج انجام گناه است. این فشارها اغلب شامل “احساسات غریب، احساسات ناخوشایند، احساس ناراحتی، احساس خیانت، تحقیرشدگی، پشیمانی و عذاب وجدان” است. ولی کاهش فشارهای روانی بعد از انجام گناهان جنسی تنها به گریه ، توبه و اظهار ترک گناه خلاصه نمیشود. یکی از مهمترین واکنشها در این زمینه “توجیه خود” است(آرنسون[۹]، ۱۳۶۹: ۱۰۲).
توجیهاتی که اغلب از سوی این افراد آورده میشود، صیغه خواندن یا ازدواج موقت، قصد ازدواج و امید به بخشش خداوند است (میرابی و همکاران، ۱۳۹۴).
پژوهشها نشان میدهد که تکرار گناهان جنسی موجب از دست دادن باورهای
مذهبی درباره گناه بوده و به کاهش احساس گناه، عادیتر شدن گناه و افزایش لذت بخشی
رابطه جنسی کمک میکند و هم در دراز مدت تغییر ارزشهای جنسی اولیه را به همراه
دارد. فلاسفهای چون هابز، کانت، فیخته، بیکن، فوکو، دریدا، هابرماس و… معتقدند
که گناه یا به تعبیر برخی، خطای اخلاقی، شناخت انسان از جهان هستی را مخدوش میکند
(ملکیان، ۱۳۸۷، ۸۵).
[۱] «کل من یحرم النظرالیه یحرم مسّه، فلایجوز مسّ الاجنبیه الأجنبی و بالعکس، بل لوقلنا بجواز النظر الی الوجه و الکفین من الا جنبیه لم نقل بجو از مسهما فلایجوز للرجل مصافحتها، نعم لابأس بها من وراء الثوب لکن لا یغمز کفها احتیاطاً»، (امام خمینی، ۱۳۸۰: ج۲ ، کتاب النکاح، مسأله۲۰)
[۲]Paul, Ch
[۳] Barkan, E
[۴] Uecker, Jeremy E
[۵] Busse, P., Fishbein, M., Bleakley, A., & Hennessy, M
[۶] L’Engle, K. L., Brown, J. D., & Kenneavy, K.
[۷] «لایجوز النظر الی الأجنبیه و لا للمرأه النظر الی الأجنبی من غیر ضروره»، (یزدی، بیتا: ج۲، کتاب النکاح، مسأله ۳۱)
[۸] لایجوز للمرأه النظر الی الأجنبی کالعکس و الأقرب استثناء الوجه و الکفین»، (امام خمینی، ۱۳۸۰: ج۲، کتاب النکاح، مسأله ۱۹)
[۹] Aronson, Elliot
عباسی، وحیده؛ (۱۳۹۷)، بازشناسی معنایی خیانت زناشویی از نظر زنان ایران ، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه شهید مدنی آذربایجان