ازدواج مسئله ای نیست که همه بر آن اشراف داشته باشند .

imagesازدواج مسئله ای نیست که همه بر آن اشراف داشته باشند .

ازدواج بیش از هر ارتباط دیگری طرفین را مقیدمی سازد . همچنین ، زوجین از حق اشتباه کمتری برخوردارند . آنچه دو فرد باید قبل از ازدواج بدانند ، این است که  بر خلاف تصور افراد ، ازدواج مسئله ای نیست که همه به آن اشراف داشته باشند .

افرادی که زندگی مشترک را شروع می کنند  اغلب نمی دانند که ازدواج همانند قدم گذاشتن در یک شراکت کاری مهم است که معمولا جزئیات نحوه برخورد با مشکلات احتمالی به صورت کتبی ذکر نمی شود .

در ابتدای بستن پیمان ازدواج ، دو فرد عاشق یکدیگر هستند . ارتباطات جنسی تازه شروع شده است . و احساس می کنند تاکنون اینقدر در زندگی احساس خوشبختی نکرده اند . و هرگز باور نمی کنند که در کمتر از ده سال دیگر خود را در گرداب یک رابطه ملال آور خواهند یافت گه هیچ راهی برای بیرون آمدن از آن نمی شناسند .

آنها به خاطر همه مزایای دیگری که از ازدواج نصیبشان شده است ، در کنار هم می مانند . یا شاید به دلیل این که نمی خواهند طعم تلخ جدایی را بچشند . در هر حال دیگر عشق دلیل ماندن آنها نیست .

حفظ یک رابطه زناشویی موفق ، سخت ترین نوع حفظ رابطه است . بیشتر افرادی که ازدواج می کنند ، قادر هستند زندگی مشترک خود را تا آخر عمر حفظ کنند . ولی درصد کمی از این زندگی ها توام با عشق و علاقه و خرسندی است .

زوج های ناخرسند بسیاری ، وقت و پول خود را صرف یافتن راهی برای احیای زندگی مشترکشان می کنند و برای رسیدن به این خواسته ، به هر گونه متخصص و دعانویس متوسل می شوند .

اما اغلب این راه ها به بن بست منتهی می شود . زیرا به دنبال راهی می گردند که شریک شان را اصلاح کنند و نه خود را .

متخصصان کمی به این نکته توجه دارند که در هر ارتباطی ، از هر نوع و شکلی ، هر کس صرفا می تواند خود را تغییر دهد و نه هیچ کس دیگر را .

در اغلب موارد ، زمانیکه ما احساس ناخرسندی می کنیم ، تصور ما این است که خود ما مسئول چنین احساسی نیستیم، بلکه دیگران و حوادث خارج از کنترل ما هستند که مقصرند . به طور نا خوداگاه دنبال فردی می گردیم تا تقصیر را به گردن او بیاندازیم . و خود را خلاص کنیم .

در واقع هرگز علت بدبختی مان ، نحوه اتنخاب اعمال ما شناخته نمی شود . اعمال ما مورد باز خواست قرار نمی گیرد بلکه عکس العمل های طرف مقابل به زیر سوال برده می شود .

« همسرم عامل تمام این بدبختی هاست . و من وظیفه خود می دانم هر کاری که می توانم برای تغییر رفتارهای او انجام دهم . »

برای انجام این وظیفه ( تغییر رفتار او ) ما معمولا یکسری رفتارهای کلیشه ای را در پیش می گیریم . کلیشه ای به این دلیل که این رفتار ها را هر روز و هر روز تکرار می کنیم .بدون آنکه بدانیم این رفتارها تا چه حد عامل بدبختی ماست .

 

این رفتار های مخرب را در نوشته بعدی توضیح خواهیم داد .

 

https://telegram.me/kanongarm

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *