درتله معیارهای سرسختانه نیفتید
دغدغه موفقیت
این نوع از تله معیارهای سرسختانه به «اعتیاد به کار» مشهور است. اگر در این تله گرفتار هستید، روزانه ۱۶ ساعت و هر هفت روز هفته کار میکنید.
شما ارزش زیادی برای رسیدن به سطوح بالای موفقیت قائل هستید و بهای آن را با زیر پا گذاشتن بقیه نیازها و خواستههایتان میپردازید؛ شما باید همواره بهترین باشید.
تله معیارهای سرسختانه ممکن است گاهی اوقات به احساس شکست منتهی شود. اگر معیارهای سرسختانه شما آنقدر بلندپروازانه باشد که حتی نتوانید به آنها نزدیک شوید، بنابراین ممکن است احساس بیکفایتی و بازنده بودن کنید؛ گویی آنقدر از رسیدن به اهداف خود دور افتادهاید که احساس میکنید هرگز نمیتوانید به هیچچیز دست پیدا کنید.
بسیاری از معتادان به کار، در شرایط مزمن تحریک پذیری و ستیزه جویی به سر میبرند.
آنها اغلب در زمره افراد تیپ A طبقهبندی میشوند که نسبت به هر کسی که کارش را بهتر از آنها انجام دهد، یا جلوی جاه طلبی آنها را بگیرد، عصبانی و خشمگین میشوند، یا اگر این مانع درونی باشد، به خودشان هم احساس خشم میکنند.
آنها به اندازه کافی تلاش نمیکنند و کارشان را بهخوبی انجام نمیدهند و درعوض دائم دچار نوعی احساس تحریک پذیری باطنی هستند. ممکن است شما دچار درجه های خفیف تر طرح واره معیارهای سرسختانه باشید.
شاید در زندگی شما تعادلی میان کار و تفریح وجود نداشته باشد. در این صورت شما نمیتوانید واقعاً آرام باشید، اما حداقل همه زندگیتان وقف کار نشده و ممکن است دچار اعتیاد به کار کردن باشید، اما نه در حرفهای که در آن مشغول به کار هستید.
مثلا اعتیاد شما ممکن است در تغییر دائمی دکوراسیون منزل، خرید زیاد لباس، سرزدن به حراجیها، سرگرمی یا ورزش نمود پیدا کند.
این اعتیاد میتواند شامل هر فعالیتی باشد که شما آن را در قالب کار در نظر گرفته اید و برای انجامش مثل برده ها از خودتان کار میکشید.
دغدغه موقعیت و مقام
دغدغه موقعیت و مقام، یعنی تاکید بیش از حد بر رسیدن به شهرت، موقعیت اجتماعی، ثروت و زیبایی یا خودِ دروغین.
این نوع از تله معیارهای سرسختانه نوعی حمله متقابل برای جبران احساس باطنی نقص، شرم و انزوای اجتماعی است.
اگر بهشدت دچار دغدغه موقعیت و مقام باشید، بدون توجه به کاری که انجام میدهید، هرگز احساس نمیکنید که به اندازه کافی خوب هستید و وقتی نمیتوانید به معیارهای بلندپروازانهتان دست پیدا کنید، به خودتنبیهگری و احساس شرمساری گرایش پیدا میکنید.
در این حالت شما در چرخه باطلی از تلاش بیپایان برای رسیدن به پول، قدرت و موقعیتِ بیشتر میافتید که هرگز برای داشتن احساس خوب به خودتان کافی نیست.
دغدغه موقعیت و مقام میتواند راهی برای جبران احساس محرومیت هیجانی نیز باشد.
شما ممکن است سعی کنید خلأ هیجانی خود را با قدرت، شهرت، موفقیت یا پول پر کنید و موقعیت اجتماعی را جایگزین ارتباط هیجانی صادقانه کنید. با این حال، موقعیت و مقام هرگز کافی نیست.