اینترنت، وب و هویت مجازی
اینترنت یا همان شبکه جهانی، دنیای جدیدی را برای ما ساخته است. این دنیا بسیار متفاوت تر از آن چیزی است که سایر دستاورد های تکنیکی بشر همچون خودرو یا هواپیما برای او به دنبال داشته است. هنگامی که از شهری به شهر دیگر سفر می کنیم به دنیایی دیگر وارد می شویم اما این ورود ما به دنیای دیگر بسیار متفاوت تر از زمانی است که از طریق شبکه جهانی اینترنت به جایی دیگر میرویم.
وقتی از طریق اینترنت زندگی واقعی را رها می کنیم و به دنیای غیر واقعی «نت» یا شبکه
وارد می شویم، دنیای ما نیز مجازی میشود. به عبارت دیگر شبکه مارا از واقعیت به مجازمی برد و در این فضای مجازی به هویت مجازی می رسیم.

امروز نقش و جایگاه رسانه در حدی است که نمی توان زندگی را بی حضور آنها قابل تصور دانست.
گسترش و توسعه وسایل ارتباط جمعی در زندگی انسانها به حدی است که عصر کنونی را عصر ارتباطات نامیده اند. بعید نیست که انسان امروزی را انسان رسانه ای و فرهنگ جدید را محصول تبلیغات وسایل ارتباط جمعی بدانیم.
رسانه ها در کنار نهادهای دیگری که طرز تفکر جامعه را می سازند، نقش عمده ای ایفا می کنند.
رسانه ها از طریق ارائه هنجارهای خاص اجتماعی، به افراد تلقین می کنند که رفتار ارائه شده در رسانه ها، رفتار «مناسب اجتماعی یا نامناسب اجتماعی» است. به این ترتیب، رسانه ها، با ارائه الگوها و هنجارهای خاص(که در جهت اهداف مدیران رسانه هاست)، باعث ایجاد همنوایی در افراد می گردند.
بعضی از رسانه ها به خصوص مدل های اولیه بیشتر یک سویه هستند. یعنی یک طرف تولید کننده پیام است و یک جمعه مخاطب و کاربر هستند. مثل رادیو و تلویزیون که مخاطب مجبور است، شنونده باشد و بعضی رسانه ها یک به یک هستند؛ مثل تلفن و گاه یک به چند مثل کتاب، مطبوعات، رادیوو تلویزیون هستند. اما اینترنت پدیده ایست که هم دو سویه است و هم چند به چند. یعنی در آن واحد، میلیون ها تولید کننده اطلاعات مرتبط می شوند و اطلاعات خودشان را رد و بدل می کنند و در همان لحظه یک کاربر یا دریافت کننده پیام می تواند خودش نیز ارسال کننده یام باشد.
زنان می توانند به عنوان تولید کننده یا فرستنده پیام مطرح شوند، از طرف دیگر زن می تواند موضوع پیام باشد.گاه به عنوان مخاطب به شمار می آیند. چرا زنان، امروزه به طور خاص کانون توجه این امور قرار می گیرند؟ چون در تحولات اجتماعی به اثبات رسیده که زنان بسیار سریع تأثیرگذارند، بنابراین از زنان به عنوان اهرم فشاری بر افراد، فرهنگ ها، دولت ها و … استفاده می شود.
در اینترنت زنان هم در نظریه های فرهنگی و هم در فرهنگ رسانه ای به عنوان مقوله ای اجتماعی نادیده گرفته و به حاشیه رانده شده اند.
تصویر فرهنگی زنان در رسانه های جمعی همچون اینترنت در جهت حمایت و تداوم استثمار و تقسیم کار جنسی و تقویت مهارت پذیرفته شده درباره «زنانگی» و «مردانگی» به کار می رود. بازتولید فرهنگی، نحوه ایفای این نقش ها را به زنان می آموزد و سعی می کند آنها را در نظر زنان طبیعی جلوه دهد.
می توانیم مدعی شویم رسانه های غربی همچون اینترنت، نقش بازنمایی کلیشه ها یا تصورات قالبی جنسیتی را به عهده می گیرند. یکی از نکات قطعی درباره صفات یا خصیصه های مربوط به کلیشه ها یا تصورات قالبی این است که برای صفاتی که برای مردان منصوب می شود، بیش از صفاتی که به زنان نسبت میدهند اهمیت قائل میشوند. قدرت، استقلال و تمایل به خطر پذیری در برابر ضعف، زودباوری و تأثیرپذیری غالباً مثبت تلقی می شوند. این تفاوت در ارزشهایی که با صفات مردانه و زنانه تداعی شده است، ممکن است تا حد زیادی به نوعی برچسب مربوط باشد که به برخی خصوصیات زده می شود.