نقش آموزی جنسیتی چیست ؟

نقش آموزی جنسیتی چیست ؟

نقش آموزی جنسیتی به این معناست که کودکان ،چگونه درباره ی جنسیت ،معلومات کسب می کنند و چگونه در خود ویژگی ها،اولویت ها،مهارت ها ،رفتارها و خود شناسی به وجود می آورند و آنها را توسعه می دهند ؟

یکی از اولین نظریه ها در مورد رشد و تحول جنسیت نظریه روان کاوی زیگموند فروید است. اما تحقیقات این نظریه را تایید نکرده است .

روی دو دیدگاه معاصر تمرکز می کنیم . که عبارتند از :

۱- رویکرد یادگیری اجتماعی و  ۲- رویکرد رشد شناختی

در واقع کودکان دانش خود درباره جنسیت را با هر دو روش به دست می آورند.

یعنی در رویکرد یادگیری اجتماعی ، رفتارهای مربوط به جنسیت را از دیگران یاد می گیرند ؛کودکان هر وقت رفتارهای متناسب با جنسیت نشان می دهند ، پاداش می گیرند . و رفتارهای افراد هم جنس خود را تقلید می کنند .این فرایند الگو سازی نامیده می شود .طرحواره های جنسیتی ( الگوهای ذهنی – ادراکی در مورد جنسیت ) و دیگر فرایند های شناختی ، در تمام طول عمر ، در یادگیری نقش های جنسیتی سهم دارند .

در رویکرد رشد شناختی ،افکار مربوط به جنسیت را از خودشان می سازند و پردازش می کنند . این رویکرد روی افکار تمرکز دارد . طبق این نظریه ، کودکان متفکرانی فعالند که از محیط اطلاعات را جذب می کنند،برای درک معنای آنها به تلاش می افتند وآنها را به شیوه ای منسجم طبقه بندی می کنند . طرحواره ، مفهوم کلی است که برای نظم دادن افکار درباره یک موضوع ، مورد استفاده قرار می گیرد.

رویکرد شناختی- اجتماعی در مورد قالب های جنسیتی

یکی از فرایند های شناختی و ظاهرا غیر قابل اجتناب ، تقسیم انسان ها به گروه های اجتماعی است . رویکرد شناختی- اجتماعی می گوید که قالب ها به ما کمک می کنند تا با ساختن طبقات مختلف ، دنیا را ساده و منظم کنیم .

در اینجا مشکلی که پیش می آید این است که فرایند طبقه بندی و قالب سازی ما را تشویق می کند تا مرتکب اشتباه شویم .یعنی چون در ذهن خود قالب داریم ، زنان و مردان را متفاوت می بینیم وانها را متفاوت درک می کنیم . ادراک متفاوت زنان و مردان ، کلیشه ذهنی ما از آنها را تقویت می کند .کلیشه تقویت شده ف تمایل ما به ادراک متفاوت از دو جنس را بیشتر می کند .به همین دلیل ، قالب های ذهنی یا ادراکی به شدت در مقابل تغییر مقاوم هستند .

در حوزه رویکرد شناختی- اجتماعی و قالب سازی جنسیتی ،به بیان چند موضوع می پردازیم .

  • تفاوت بین زنان و مردان را شاخ وبرگ می دهند و بزرگ می کنند
  • مردان را استاندارد و زنان را غیر استاندارد می دانند
  • بر اساس قالب ها ، قضاوت های سوگیرانه دارند .
  • تنها اطلاعاتی را به خاطر می آورند که با قالب های جنسیتی آنها مطابقت دارند .

 

یکی از مراحل مهم رشد و تحول جنسیت ، هویت جنسی است . یعنی دختران متوجه می شوند که دخترهستند . و پسران متوجه می شوند که پسر هستند . اکثر کودکان در ۲ یا ۳ سالگی به درستی می دانند که هویت جنسیتی آنها چیست. بلافاصله بعد از این مرحله،کودکان یاد می گیرند که چگونه مردان و زنان را طبقه بندی کنند .

عوامل موثر در نقش آموزی جنسیتی ، والدین ، همسالان ، مدرسه و معلمان و رسانه های عمومی و کتاب ها  هستند .

نقش والدین در نقش آموزی جنسیتی :

تحقیقات نشان می دهد که والدین ، کودکان خود را تشویق می کنند تا علایق متناسب با جنسیت خود را ظاهر سازند . با خرید اسباب بازی یا لباس متناسب با جنسیت .و در محول کردن کارهای خانه و بیرون نیز ، فعالیت های متناسب با جنسیت را تشویق می کنند .

نقش همسالان در نقش آموزی جنسیتی :

وقتی کودکان به مدرسه می روند ، منبع اطلاعاتی عمده آنها درباره جنسیت ، گروه همسالان هستند . کودکان با چهار روش ، نقش آموزی جنسیتی را تشویق می کنند :

  • کودکانی را که رفتار غیر کلیشه ای دارند تحمل نمی کنند .
  • جدایی دو جنس را تشویق می کنند .
  • درباره ی کودکان جنس مخالف ، قالب های ذهنی و پیش داوری دارند .
  • با دختران و پسران رفتارهای متفاوت دارند .

 

نقش رسانه ها در نقش آموزی جنسیتی

کودکان پیام های جنسیتی را از منابع دیگری نیز دریافت می کنند. مثلا کودکان با بازی های کامپیوتری ، درباره جنسیت ،چیزهایی می آموزند ،اما در ۴۱ درصد بازیها ، هیچ قهرمان مونثی وجود ندارد . در برنامه های تلوزیونی مخصوص کودکان ، شخصیت های ارایه شده بیشتر مذکر هستند .و در بعضی از آنها هیچ شخصیت مونثی وجود ندارد . زنان و مردان ، در تلوزیون نیز شغل های متفاوتی دارند . معمولا مردان در محیط کار و زنان در خانه و در حال مراقبت از کودکان به تصویر کشیده می شوند . حتی در تبلیغات های تلوزیونی نیز اسباب بازی ها با تفکیک جنسیتی تبلیغ می شوند .

اکثر قهرمانان اصلی کتاب های مصور کودکان مردان هستند و نسبت قهرمانان مرد به زن ، حدود ۲۷ به ۱ است .مطالعات نشان داده است که در داستان های مخصوص کودکان ، شغل قهرمانان مرد،در مقایسه با قهرمانان زن ، از تنوع بیشتری برخوردار است . به علاوه ، در این داستان ها ،پسرها به دیگران کمک می کنند ، به تنهایی و بدون کمک از دیگران به حل مشکلات می پردازند و با شور و شوق و هیاهو بازی می کنند . در عوض دختران ، به کمک احتیاج دارند تا بتوانند مشکلات را حل کنند و در سکوت و آرامش ،ودر درون خانه بازی می کنند .

قالب های فکری کودکان درباره فعالیت ها و شغل های جنسیتی

کودکان از همان بچگی می دانند که کدام شغل ها با کدام جنسیت ارتباط دارند . طبق نظریه رشدی شناختی ،کودکان فعالانه الگوهای ذهنی- ادراکی (طرحواره ) درباره جنسیت را ایجاد می کنند . مثلا کودکان ۴ ساله می دانند که از پسرها انتظار می رود از اسباب بازی های پسرانه ، مثل چکش و پیچ گوشتی لذت ببرند . و از دخترها انتظار می رود ازاسباب بازی لوازم آشپزخانه لذت ببرند .

همچنین کودکان ، فعالیت های مربوط به جنسیت را بهتر به خاطر می آورند .آنها فعالیت ها را طبق الگو های ذهنی خود طبقه بندی می کنند . و اشیا و فعالیت هایی را ترجیح می دهند که با جنسیت آنها مطابقت داشته باشد . قومیت و طبقه اجتماعی نیز احتمالا با قالب های جنسیتی کودکان رابطه ای پیچیده دارد . در بعضی فرهنگ ها و قومیت ها ، بعضی مشاغل بیشتر مردانه است ، تا در قومیت ها و فرهنگ های دیگر . همچنین ،بعضی شغل ها در خانواده های سطوح پایین اجتماع ،در مقایسه با سطوح بالای اجتماعی ،ارزش کمتر یا بیشتری دارند . هر دو اینها به قالب های فکری کودکان در مورد شغل کمک می کند .

 

روان شناسی زنان – مارگارت ماتلین – ترجمه مهدی گنجی


https://t.me/kanongarm

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *