چگونه در تنگنای زمان، معنا و رشد را بیابیم.

Source: Photographee.eu | AdobeStock
بررسی شده توسط دکتر مونیکا ویلهاور
نکات کلیدی:
شکوفایی چند بعدی است. در حالی که سلامت در پایان زندگی رو به زوال است، فرد ممکن است از جهات دیگری شکوفا شود. معنا، روابط و شخصیت حتی با نزدیک شدن به مرگ نیز میتوانند به روشهای منحصر به فردی تحقق یابند
تعریفی که ما از شکوفایی در برنامه شکوفایی انسان در هاروارد استفاده کردهایم، «دستیابی نسبی به وضعیتی است که در آن همه جنبههای زندگی یک فرد، از جمله زمینههایی که آن فرد در آن زندگی میکند، خوب هستند.» با این درک، شکوفایی یک ایدهآل است. چیزی نیست که ما هرگز در این زندگی به طور کامل به آن دست یابیم. شکوفایی چند بعدی است. ما ممکن است از جهاتی شکوفا باشیم، اما از جهات دیگر نه. این جنبههای این مفهومسازی از شکوفایی به ویژه اگر بخواهیم مفهوم شکوفایی در پایان زندگی را در نظر بگیریم، مهم هستند.
از بسیاری جهات، این مفهوم ممکن است متناقض به نظر برسد. ریشهشناسی کلمه «شکوفایی» مربوط به شکوفا شدن یا گل دهی است – زندگی را پیشفرض میگیرد و نشان دهنده وضعیت سلامتی فراوان است. در پایان زندگی، سلامتی رو به زوال است و مرگ نزدیک میشود. مطمئناً همه جنبههای زندگی یک فرد خوب نیستند. با این حال، حتی اگر موارد خاصی در مورد زندگی یک فرد وجود داشته باشد که در پایان زندگی خوب نباشند، ممکن است موارد دیگری نیز وجود داشته باشند که خوب باشند. در مقالهای که اخیراً در مجلهی Theoretical Medicine and Bioethics منتشر شده است، استدلال میشود که یک فرد در واقع میتواند به روشهای منحصر به فردی، حتی در پایان زندگی، شکوفا شود.
ویژگیهای منحصر به فرد شکوفایی در پایان زندگی
برخلاف یک درخت یا یک گل، یک فرد دارای ظرفیتهای ذهنی است، درگیر روابط انسانی است و در روایت زندگی خود معنا مییابد. اینها جنبههای مهمی از شخصیت انسان و شکوفایی انسان هستند. اینها جنبههایی از زندگی انسان هستند که شاید حتی در صورت زوال سلامت نیز تا حدی ارضا شوند. با زوال سلامت و نزدیک شدن به مرگ، مطمئناً فرد به معنای کامل شکوفا نخواهد شد، اما میتوان گفت که میتواند به معنای مشروط یا مشروط به آن زمینه شکوفا شود. شاید باید به این جنبههای دیگر شکوفایی در محیطهای پایان زندگی توجه بیشتری داشته باشیم. شکوفایی چند بعدی است و اگر فقط سلامت را با نزدیک شدن به پایان زندگی در نظر بگیریم، فرصتهای شکوفایی را نادیده خواهیم گرفت.
در واقع، ما استدلال میکنیم که از برخی جهات، شکوفایی میتواند به روشهای منحصر به فردی در پایان زندگی تحقق یابد. معنای زندگی فرد به تدریج در طول زمان آشکار میشود. رویدادهایی رخ میدهند که میتوانند نه تنها مسیر آینده فرد، بلکه درک او از گذشته را نیز تغییر دهند. در پایان زندگی، شاید بیشتر بتوان کل مسیر زندگی خود را درک کرد، در آن معنا یافت و سعی کرد آن را به عنوان یک کل منسجم، با تمام پیچ و خمهایش، معنا بخشید.
پایان زندگی همچنین میتواند زمان مهمی برای روابط باشد. میتواند زمانی باشد که خود روابط به نتیجهای رضایتبخش میرسند؛ یا جایی که ممکن است فرصتهای بینظیری برای آشتی یا بخشش در مواردی که روابط شکسته شدهاند، وجود داشته باشد. عهد و پیمانهای زناشویی فرد به نوعی در زمان مرگ به سرانجام میرسند. بدون شک، با نزدیک شدن به مرگ، درد، تنهایی و ترس نیز میتواند در زمینه روابط وجود داشته باشد، اما فرصتهایی برای رشد و شکوفایی نیز وجود دارد.
با توجه به کشمکشها، ترسها، درد و رنجهایی که ممکن است با نزدیک شدن به مرگ وجود داشته باشند، چنین محیطهایی شاید به طور متناقضی بتوانند فرصتهایی برای رشد و تقویت شخصیت نیز باشند. گذر از چالشهایی که فرد با آنها روبرو میشود میتواند به افزایش بردباری کمک کند. تلاش برای درک رنج و مبارزات شاید بتواند به تعمیق معنویت فرد کمک کند. گذر از درد و رنج میتواند شفقت و عشق فرد را نسبت به دیگران افزایش دهد. در پایان زندگی نیز میتواند فرصتهای منحصر به فردی برای رشد وجود داشته باشد.
هیچ یک از این موارد نباید اغراقآمیز باشند و مبارزات در پایان زندگی اغلب میتوانند طاقتفرسا باشند. ما مطمئناً باید به دنبال تسکین درد و رنج و علل آن رنج باشیم، اما وقتی نمیتوانیم به طور کامل به این مسائل بپردازیم، مسلماً باید به دنبال فرصتهایی برای رشد در دل رنج نیز باشیم. در واقع، کار ما در مطالعه شکوفایی جهانی گاهی اوقات روابط شگفتانگیزی را بین سختیها و رشد یا تابآوری بعدی نشان میدهد. این بهانهای برای نپرداختن به رنج نیست، بلکه دعوتی است برای تلاش گاهی اوقات برای یافتن معنا و رشد در میان آن.
ارزیابیهای شکوفایی پایان زندگی و مسیرهای آینده
برای تسهیل تأمل در مورد این مسائل و همچنین پیشبرد تحقیقات در مورد شکوفایی در پایان زندگی، ما اصلاحیهای از ارزیابی شکوفایی خود را که با زمینههای پایان زندگی سازگار شده است، ارائه کردهایم. این ارزیابی جدید شکوفایی پایان زندگی، معیار شکوفایی قبلی ما را در نظر میگیرد، اما تعدادی از سؤالات را تغییر میدهد تا برای پایان زندگی مناسبتر باشند: از سلامتی به سؤالات مربوط به درد؛ از اهداف به معنا؛ از ارضای تأخیری به رشد؛ از رضایت در روابط به پایان آنها. ما همچنین پیشنهاد میکنیم که در زمینه پایان زندگی، اولویت ویژهای به حوزههای شکوفایی معنا، شخصیت و روابط نسبت به حوزههای سلامت، شادی و امنیت مالی داده شود. در حالی که همه اینها در کل زندگی مهم هستند، وقتی مرگ نزدیک میشود، معنا، شخصیت و روابط مسلماً به طور ویژهای برجسته میشوند.
ما در حال حاضر در حال آزمایش استفاده از این معیار در تعدادی از محیطها هستیم. این ارزیابی قرار نیست جایگزینی برای ارزیابیهای سنتیتر کیفیت زندگی باشد که بیشتر متناسب با علائم شرایط خاص هستند، بلکه یک مکمل است. ما فکر میکنیم که هر دو ارزیابی و سایر ارزیابیها میتوانند و باید برای کمک به درک تجربه بیمار و ارائه مراقبتهای مناسب مورد استفاده قرار گیرند. ارزیابی شکوفایی به پرداختن به سوالات گستردهتر در مورد معنا، روابط و رشد، حتی در پایان زندگی، کمک میکند. ما امیدواریم که این ارزیابیها، به عنوان ابزاری برای درک و تأمل، به نوعی به «هنر مردن» (Ars Moriendi) کمک کنند و در بحبوحه چالشهای واقعی، مرگ خوبی را رقم بزنند.
ما امیدواریم که این کار به ما کمک کند تا در مورد نحوه تفکر خود در مورد تجربه انسان در پایان زندگی نیز تجدید نظر کنیم، شاید حتی بر بحثهای مربوط به کمک پزشک در مرگ تأثیر بگذارد. وقتی تمام تمرکز ما بر حوزههای سلامت، شادی و ملاحظات مالی قرار میگیرد، ممکن است برای برخی، پایان زودهنگام زندگی بهترین گزینه به نظر برسد. اما این به معنای از دست دادن زمینه گستردهتر شکوفایی و زندگی شکوفا است. وقتی به معنا، روابط و شخصیت نیز فکر میکنیم، ملاحظات تغییر میکنند. حتی در پایان زندگی نیز میتوان به درجاتی از شکوفایی – و حتی به روشهای منحصر به فرد – دست یافت.
References
Symons, X. Rhee, J.Y., Tanous, A., Balboni, T. and VanderWeele, T.J. (2024). Flourishing at the end of life. Theoretical Medicine and Bioethics, ۴۵:۴۰۱-۴۲۵.
Related Articles
Cowden, R.G., Chen, Z.J., Wilkinson, R., Weziak-Bialowolska, D., Breedlove, T., Gundersen, C., Shiba, K., Padgett, R.N., Johnson, B.R., and VanderWeele, T.J. (2025). A cross-national analysis of sociodemographic variation in suffering across 22 countries. Communications Medicine, ۵:۱۴۴.
VanderWeele, T.J., Cowden, R.G., Kelly, P., and Peteet, J.R. (2023). The need for the scientific study of the transformation of suffering. International Journal of Existential Positive Psychology, ۱۲(۱).
VanderWeele, T.J. (2019). Suffering and response: directions in empirical research. Social Science and Medicine, ۲۲۴:۵۸-۶۶.